تاریخ دیوبندیه و بریلویه

تاریخ دیوبندیه و بریلویه

در واکنش به شکست قیام مردم هند در سال ۱۸۵۷ سه گرایش در بین مسلمانان هند به وجود آمد که یکی از آنها تأسیس مدرسه بنیادگرایانه به پیروزی از شاه ولی الله و سید احمد بریلوی در دیوبند به دست مولانا محمد قاسم نانوتوی در سال ۱۸۶۷م/۱۲۸۳ ق بود. برنامه دیوبند ترکیبی از مطالعه علوم نقلی (قرآن، حدیث، فقه و تفسیر) و مباحث عقلی (منطق، فلسفه و کلام) بود. تمام برنامه های دیوبند دارای گرایشی صوفیانه و منتسب به سلسله چشتیه بود که با مکتب اهل حدیث و فقه حنفی پیوندی ناگسستنی دارد.

گرایش های فکری مسلمانان هند بعد از تسلط استعمار

 

.
در واکنش به شکست قیام مردم هند در سال ۱۸۵۷ سه گرایش در بین مسلمانان هند به وجود آمد که یکی از آنها تأسیس مدرسه بنیادگرایانه به پیروزی از شاه ولی الله و سید احمد بریلوی در دیوبند به دست مولانا محمد قاسم نانوتوی در سال ۱۸۶۷م/۱۲۸۳ ق بود. برنامه دیوبند ترکیبی از مطالعه علوم نقلی (قرآن، حدیث، فقه و تفسیر) و مباحث عقلی (منطق، فلسفه و کلام) بود. تمام برنامه های دیوبند دارای گرایشی صوفیانه و منتسب به سلسله چشتیه بود که با مکتب اهل حدیث و فقه حنفی پیوندی ناگسستنی دارد.

بسیاری از دانشجویان از سراسر هند، پاکستان، افغانستان، آسیای مرکزی، یمن، عربستان، چین و ایران در این مدرسه درس آموخته اند. در ظرف ۳۰ سال بعد از تأسیس مدرسه نزیدک به ۴۰ مدرسه وابسته به آن بنیان نهاد شد که همه آنها برنامه آموزشی و اساتید خود را از مدرسه دارالعلوم دیوبند اخذ می کردند. محمود الحسن در تأسیس این مدارس نقش اساسی داشت دیوبند مرکز جدیدی برای نشر اسلام در هند گردید. یکی از امتیازات این مدرسه عدم وابستگی به خانواده مؤسسان بود و در دخل و خرج مستقل عمل می کرد ودر آمد خود را نه از ثروتمندان بزرگ و نه از وقف، بلکه از جمع آوری اعانه سالانه جمع کثیری از مردم مسلمان کسب می کرد. دیوبند با نظام منظم درسی، انتشارات وسیع، شبکه گسترده مدارس وابسته، و پشتیبانی سراسری در پی اصلاح و نظام مند کردن اعتقادات و اعمال اسلامی بر آمد.

دیوبند به خاطر اینکه در زمانی تأسیس شد که چشم امید جامعه مسلمانان هند از همه جا قطع شده بود لذا بسیار سریع حمایت مسلمانان هند را به دست آورد. علمای دیوبند شدیداً با گرایش دوم که به علوم جدید توجه داشت که در رأس آن اصلاح طلبی هم چون سر سید احمد خان بود، مخالفت می کردند. سر سید احمد خان (۱۲۳۲/۱۸۱۷ـ ۱۳۱۵/۱۸۹۸) در احادیث کهن تشکیک کرده و اسلام و طبیعت را یکی می دانست. اجماع را به عنوان مستند شرعی رد می نمود و معجزه و تأثیر دعا را انکار می کرد. او قرآن را تفسیر به رأی می کرد. به عقل بهای زیادی می داد و به تأسیس دانشگاه علیگره برای علوم جدید دست یازید که هدف اولیه آن مطالعات اسلامی با روش جدید بود؛ لذا علمای دیوبند که با این گونه برداشت ها مخالف بودند، به نوشتن کتاب علیه آن، و گسترش مدارس دیوبند دست زدند. وی معتقد بود یگانه راه اعاده حیثیت مسلمانان تجهیز به سلاح دانش غرب است. بنیانگذاران دیوبند که عمیقاً تحت تأثیر شاه ولی الله دهلوی بودند، حنیفیانی سختگیر بودند و در مبادی تعلیم و جزم اندیشی بر عقاید و مذاهب کلامی اشاعره و ماتریدیه مشی می کردند و هدف مدرسه آنان تجدید حیات علوم کلامی در هند بود؛ لذا دانش های جدید را که سر سید احمد خان در دانگشاه علیگره اهتمام زیادی به آنها داشت، از مواد درسی خود حذف کردند و بیشتر به کلام با رویکردی حدیث گرایانه نظر می نمودند.

دانش های عقلی قدیم در این مدرسه جایگاه خاص داشت و دوره ابتدایی در آن مدرسه ده سال بود که بعداً به شش سال تقلیل یافت، و متون آنها ۱۰۶ کتاب را در بر می گرفت. در دوران محمود الحسن (۱۲۶۷ـ ۱۳۴۰ق) که از نسل دوم اساتید دیوبند بود؛ دیوبند اعتباری بین المللی یافت و بعد از الازهر در مرتبه دوم قرار گرفت و افرادی از جنوب آفریقا، کشور های جنوب شرق آسیا، آسیای مرکزی، ایران و به خصوص افغانستان به دیوبند آمدند. محمود الحسن می کوشید شکاف بین دیوبند و دانشگاه علیگره را کم نماید.

تا این زمان گرایش اصلاحی نزدیک به اندیشه وهابیت در هند پر رنگ بود و غالب بزرگان مذکور به بعضی اعمال با نگاه بدعت آمیز و شرک آلود نگاه می کردند. در همین زمان فردی به نام احمد رضا خان بریلوی ظهور می کند، که او هم اهل بریلی است، ولی بانس بریلی نه رای بریلی. وی به تحصیل پرداخته و سپس به حجاز سفر می کند و در آنجا به درس سید احمد زینی دحلانی، مخالف معرف وهابیان و مفتی شافعیان در مکه می رود و به وسیله شیخ حسین بن صالح وارد طریقه قادر می گردد.

وی بعد از بازگشت به هند به تألیف و تدریس پرداخته و از یک طرف با سر سید احمد خان نوگرا، و از طرف دیگر با وهابیون و علمای دیوبند، که کم کم به وهابیون نزدیک شده بودند، شدیداً مخالف بود. وی مخالف اتحاد با هندوان در مقابل حاکمیت انگلیس بود و از طرفی با انگلیس رفتاری خصمانه داشت. وی مخالف ابن تیمیه، محمد بن عبدالوهاب و مروجان فکر او مثل شاه اسماعیل دهلوی ـ نوه شاه ولی الله دهلوی ـ بود. او مکتبی ایجاد کرد که در آن رویکردی صوفیانه ـ بخصوص طریق قادریه ـ و شیعیانه در آن نمود بسیار داشت که در ادامه مقاله به دیدگاه ها ی وی خواهیم پرداخت. گفتنی است که بریلوی ها، وهابیان و دیوبندیه را کافر می دانند و دیوبندیه، بریلوی ها را.

مدرسه دارالعلوم دیوبند

دیوبند شهری از توابع سهارنپور، در نود مایلی شمال شرقی دهلی از توابع ایالت اوتارپرداش هند است، که به خاطر تأسیس مدرسه ای در آن شهرت جهانی یافت. دیوبند که بخشی از شهر سهارنپور بود و هنوز نیز در نقشه های کتاب world Atlas، نامی از آن یافت نمی شود، بخاطر مدرسه ای شبانه روزی به نام دارالعلوم که پانزده محرم الحرام سال ۱۲۸۳ هـ / ۱۸۶۷ به وسیله شیخ قاسم نانوتوی و به کمک شیخ رشید احمد گنگوهی به عنوان حامی معنوی آن تأسیس شد، نامی جهانی یافت. هدف اصلی تأسیس این مدرسه، از سوی موسسان تقویت مبانی اسلام براساس مذهب حنفی اعلام شد. نویسنده کتاب مسلک علماء دیوبند در این زمینه می نویسند: «مذهب بزرگان مدرسه دارالعلوم دیوبند، در اعتقادات ماتریدی مذهب، در فقه حنفی مذهب، و اگر چه تمام سلاسل صوفیه و طرق آنها را قبول دارند، ولی طریقه چشتیه را طریقه خود قرار داده اند و به طرق نقشبندیه، قادریه سهروردیه ارادت دارند. آنان شاه ولی الله دهلوی را بزرگ طریقت خود می دانند و در اصول عقاید از شیخ محمد قاسم نانوتوی، و در فروع از شیخ رشید احمد گنگوهی تقلید می کنند.» از اولین مدرسان آن مولانا یعقوب بن مملوک علی نانوتوی است که از زمان تأسیس در سال ۱۸۶۷ تا ۱۸۸۸ به تدریس در آنجا پرداخت. حاجی امداد الله مکی که بعد از قیام مردم هند و سرکوب آن در سال ۱۸۵۷ به مکه مهاجرت کرد و در سال ۱۸۹۹ م در آنجا از دنیا رفت، به عنوان پیر محبوب علمای نخستین دارالعلوم بود و استاد و مرشد اکثر مدرسین آنجا بود. مدرسه ابتدا فقط مسجد بود و بعد از ده سال مدرسه ساخته شد و کم کم گسترش یافت و علمای هم فکر که از شاه ولی الله دهلوی، شاه عبدالعزیز، شاه اسماعیل دهلوی و سیداحمد بریلوی تبعیت می کردند شروع به گسترش مدارس تابعه نمودند.

مولانا قاسم نانوتوی که با ۱۵ شاگرد و یا به قولی ۱۲ شاگرد کار خود را آغاز کرده بود، هیچ گاه فکر نمی کرد که چهل سال بعد تعداد شاگردان مدرسه دارالعلوم دیوبند به ۳۹۵ نفر ـ با چهل مدرسه وابسته ـ برسد؛ و تصور نمی کرد زمانی مولانا محمود الحسن ـ که خود شاگرد اولین دوره مدرسه بود ـ ریاست مدرسه را به عهده گرفته و چهل سال زمام امور مدرسه را در دست داشت ـ بتواند شبکه گسترده ای از مدارس تابعه را آنچنان گسترش دهد که درسال ۱۹۳۱ شاگردان آن به ۹۴۹ نفر، برسد و در صدمین سال تأسیس خود، یعنی در سال ۱۹۶۷، تعداد ۳۷۹۵ فارغ التحصیل هندی، ۳۱۹۱فارغ التحصیل پاکستانی و بنگلادشی و ۴۳۱ فارغ التحصیل خارجی داشته باشد، نیز تصور نمی کرد که افرادی از سراسر هند، پاکستان، افغانستان، چین، اروپا، آمریکا و ایران برای تحصیل به آنجا بروند.این مدرسه اکنون چنان دارای ۸۹۳۴ مدرسه دارای۸۹۳۴ مدرسه وابسته است که دانشجویان آن در دو دوره مقدماتی و عالی به تحصیل می پردازند. هم اکنون در زمینه تفسیر و حدیث مدرسه مستقلی در دهلی، و مدرسه ای فقهی در لکهنو و نیز مدرسه ای کلامی در خیر آباد دارند.

بنابر گزارش رایزن فرهنگی ایران، در حال حاضر دارالعلوم دیوبند حدود ۱۰۰۰ مدرسه و ۲۶۰۰۰ فارغ التحصیل دارد و در آسیا در ردیف بزرگ ترین مدارس مذهبی قرار گرفته و حتی نام الازهر آسیا را یدک می کشد. از مهم ترین مدارس دیوبند، مدرسه مظاهر العلوم است که به وسیله شیخ رشید احمد گنگوهی در سهارنپور تأْسیس شد که هنوز نیز اهمیت خود را حفظ کرده است. رویکرد این مدرسه در دوره مقدماتی تأکید بر حدیث و فقه حنفی است. در سطوح بالاتر توجه به تعالیم تصوف ـ با رویکردی چشتی ـ نقشبندی، و فلسفه مورد عنایت است و در بین تعالیم صوفیانه طریقت حاجی امداد الله، سید احمد سرهندی، شاه ولی الله دهلوی و شاه عبدالعزیز دهلوی به خوبی نمایان است. زبان تدریس در این مدارش اردو است. کتاب تصفیه العقیده ی مولانا قاسم نانوتوی به عنوان کتاب کلامی و تقویه الایمان شاه اسماعیل دهلوی در بین دیوبندیان از اهمیت خاصی برخوردار است. تصفیه العقیده پاسخی بود به نوگرایی سر سید احمد خان، و تقویه الایمان مخالفت با بدعت ها.

شاه اسماعیل در کتاب تقویه الایمان به بعضی اعمال صوفیانه همچون احترام به قبور، نذر برای مردگان، مخالفت با عرس، سجده احترام مرشد، مراسم های مرگ و تولد، زیارت قبور و… تاخته و آنان را خلاف شرع دانسته، چنان که به قول احمد رضا خان بریلوی، این کتاب ترجمه کتاب التوحید محمد بن عبدالوهاب است. در ابتدا علمای دیوبند کاری به سیاست نداشتند، تا اینکه جنگ جهانی اول شروع شد و خلافت عثمانی به عنوان مظهر خلافت اهل سنت به خطر افتاد. در این زمان مولانا محمود الحسن در سال ۱۳۳۷ق/ ۱۹۱۹ به اتفاق علمای دیوبند و فرنگی محلّ، «جمعیت العلمای هند» را تأسیس کردند. مستون درباره رویکرد علمای دیوبند در قبل از جنگ جهانی اول نسبت به سیاست و نظر آنان درباره حاکمیت انگلیس بر هند می گوید: « کل احساسات عمومی متوجه پرهیز از مسائل سیاسی و خودداری از سپاسگزاری واقعی نسبت به حکومت بریتانیا در برابر حفاظت و همدلی این حکومت است.» جمعیت العلمای هند به رهبری مولانا حسین احمد مدنی (۱۸۷۹ـ ۱۹۵۷) ـ جانشین محمود الحسن در دیوبندـ مخالفت تشکیل پاکستان بود، و جمعیت در بیانیه و کنفرانس های خود اعلام کرد که هند به صورت یکپارچه خواهند ماند و وطن مشترک تمامی ساکنانش، بدون توجه به نژاد و مذهب خواهد بود.

در مقابل دیوبند و جمعیت العلمای هند، حزب «مسلم لیگ» به رهبری محمد علی جناح و اقبال لاهوری و بعضی از علمای دیوبند مثل شبیر احمد عثمانی (۱۸۸۷ـ ۱۹۴۹) بودند که از ایجاد پاکستان ـ کشوری با قوانین اسلامی ـ حمایت می کردند. شبیر احمد عثمانی و عده ای دیگر مثل مفتی محمد شفیع، مولانا احتشام الحق تهانوی و مولانا عبدالحمید بدایونی تشکیلاتی به نام جمعیت علمای اسلام را در سال ۱۹۴۵ برای ایجاد پاکستان تأسیس کردند.[۴۷] به عبارتی دیگر، مسلم لیگ به جدایی ذهنی و جسمی مسلمانان از هند قائل بود، اما برای جمعیت العلمای هند و دیوبندی ها جدایی ذهنی (جدایی احکام در ادارات و دادگستری ها) مهم تر بود. برای علمای دیوبند، آزادی دینی و فرهنگی مسلمانان مهم تر از آزادی سیاسی بود، و بیشتر به رهایی هند از استعمار گرایش داشتند؛ به همین دلیل با حزب کنگره متحد گردیدند و بعد از استقلال هند و جدایی پاکستان از هند این همکاری ادامه یافت. در سال ۱۹۶۷ دولت هند به یاد بود صدمین سال تأسیس مدرسه دارالعلوم دیوبند، تمبر یادبودی به چاپ رساند و نخست وزیر هند، ایندیراگاندی، از دیوبند دیدن کرد. از آن زمان تاکنون نیز مدارس دیوبند به کار خویش ادامه می دهند و سالیانه صدها نفر از آن مدارس فارغ التحصیل می گردند، و دیوبندیه، به عنوان مسلک اصلی علمای شبه قاره شناخته می شود.

مدرسه دیوبند و «سازمان تبلیغی جماعت»

یکی از سازمان هایی که مؤسسان آن پرورش یافته مدارس دیوبندند، سازمان تبلیغی جماعت هندوستان است که در حال حاضر فعال ترین سازمان دینی مسلمانان هند است که هزاران نفر عضو و میلیونها نفر هوادار دارد، و روزانه صدها گروه سیار تبلیغی به سراسر هند اعزام می نماید و حتی حوزه فعالیت خود را به اروپا و آمریکا نیز گسترش داده است بنیانگذار این سازمان مولانا محمد الیاس (م۱۳۶۴ق) فرزند مولانا محمد اسماعیل است که در سال ۱۳۰۳ ق / ۱۸۸۵ م در کاندهلا از توابع سهارنپور متولد شد، و بعد از اتمام دروس مقدمات به مدت نه سال از شیخ احمد گنگوهی استفاده برد. وی بعد ازمرگ شیخ احمد به دیوبند رفته و به درس مولانا محمود الحسن در درس شرح صحیح بخاری و صحیح ترمذی شرکت کرد. از سال ۱۳۲۸ ق در مدرسه مظاهر العلوم به تدریس مشغول شد.

او بعد از مرگ پدرش جایگزین وی در مسجد محله نظام الدین گردید و روشی را ابداع کرد که اکنون بزرگ ترین سازمان دینی ـ تبلیغی هند است. او از معتقدان دینی خواست که چند روز در ماه را به خدمت دین در آمده و به خاطر خدا به تبلیغ اسلام بپردازند. هسته های اولیه مبلغان با بودجه شخصی و بدون دریافت مزد از مردم یا سازمانی، به تبلیغ در روستاها و شهرهای مختلف رفته و آداب و اعمال عمومی اسلامی همچون نماز، روزه، و… را به مردم یاد می دادند. آنان غذای خود رابه همراه برده و در مساجد اقامت می نمودند. این کار به وسیله جانشینان مولانا الیاس همچون مولانا یوسف و مولانا انعام حسن با شدت بیشتری ادامه یافت و و اکنون در سراسر هند به عنوان پرچمداران اهل حدیث و سلفی گری شناخته می شوند. ازمعروف ترین مبلغان این سازمان، شیخ الحدیث مولانا زکریا(۱۳۱۵ـ۱۳۶۴ق) صاحب کتاب فضائل الاعمال است که کتاب مهمی نزد اصحاب حدیث هند است. این سازمان مبلغ مکتب شاه ولی الله است و کتاب تقویه الایمان شاه اسماعیل نزد آنان از اهمیت خاصی برخودار است. سازمان به تبع اساتید خود با جریان صوفیانی که احترام به قبور، شفاعت بزرگان و احترام مرشد را تبلیغ می کنند، مخالف است و تأکید بر نماز، ریش گذاشتن و عدم توسل به اولیا از مهم ترین تبلیغات آنهاست. مراسم سوگواری، تولد امام زمان و عید نوروز را بدعت می دانند وشدیداً نسبت به خلفای سه گانه متعصب اند و از بی احترامی به آنها ناراحت می شوند و حتی گاه برای معاویه نیز احترام قائل اند[۴۸] از بزرگان آنها ابوالحسن ندوی، شیخ محمد بشیر (رئیس جماعت در پاکستان)، و شیخ منظور احمد نعمانی را می توان نام برد.

بریلویه

بریلی شهری است در شمال هند در ایالت اوتارپرادش و در شرق دهلی، و زادگاه و مدفن احمد رضا خان بریلوی (۱۲۷۲ـ ۱۳۴۰ق) صاحب مکتب بریلویه. گفتنی است که این شهر را «بانس بریلی» گویند تا با شهر «رای بریلی» (Rae Bareilly) بخشی از شهر الله آباد و زادگاه سید احمد بریلوی (سید احمد عرفان، یا سید احمد شهید، یا احمد رای بریلوی، یا سید احمد بارلی) اشتباه نگردد؛ سید احمد بریلوی غیر از احمد رضا خان بریلوی است.

بریلویه فرقه ای صوفی از سلسله قادریه است، و بنابر نظر عزیز احمد، این سلسله فراگیرترین طریقه در شبه قاره هند درعصر جدید است. از میان مهم ترین بزرگان سلسله قادریه در هند، می توان از محمد میر (۹۵۷ـ۱۰۴۵ق) یاد کرد که به «میان میر» مشهور است و بسیار مورد توجه بریلویه است، و در واقع بریلویان پیرو اویند. میان میر وحدت وجودی است و سخت تحت تأثیر ابن عربی است، این طریقه قادریه نسبت به غیر مسلمانان با سعه صدر بیشتری برخورد می نمایند. وی در بانس بریلی متولد شد. نزد پدر و سید احمد زینی دحلان شافعی در مکه، که بسیار مخالف وهابیت بود، درس خواند و طریقه خود را از سید آل رسول حسینی مارهروی (۱۲۹۶ق) اخذ کرد و بعد از اتمام دروس به تدریس و تألیف روی آورد. او شدیداً با وهابیان، دیوبندیه و ندویان مخالف بود و سریع دیگران را تکفیر می کرد، و به قول ندوی حدود صد رساله در ردّ و تکفیر آنان نوشت که نام یکی از آنها فتاوی الحرمین بر جف ندوه المین است که در ردّ ندوه العلماء نوشته شده است. کتابی نیز در ردّ دیوبندیه به نام حسام الحرمین علی منحر اهل الکفر و المین نوشته و آنان را کافر دانسته است. همچنان که از نام کتاب ها پیدا است، او کتب خود را برای علمای مکه و مدینه فرستاده و از آن توثیقات و تأیید هایی برای مطالب خود به دست می آورد. وی کثیر التألیف است و بعضی تا پانصد، و برخی نیز تا هزار کتاب و رساله برای وی نام برده اند.

از مهم ترین کتب او الفتاوی الرضویه، مجموعه فتاوای وی است که در هشت جلد به چاپ رسیده است. احمد رضا خان هم چنین با نوگرایی سر سید احمد خان مخالف بود و برخلاف شاه عبدالعزیز هند را دارالاسلام می دانست نه دارالحرب؛ لذا با اتحاد با هندوها برای مبارزه با انگلیس مخالف بود؛ عملی که از سوی علمای دیوبند و جمعیت علمای هند پیگیری می شد. از با انگلیسیان رفتاری خصومت آمیز داشت، ولی در هیچ دسته ای برای مبارزه با انگلیس، نه در حزب کنگره و نه در مسلم لیگ وارد نشد. عده ای نوشته اند که او تحت تأثیر عبدالحق محدث دهلوی بوده است. احمد رضا خان در سال ۱۳۴۰ ق از دنیا رفت. پیروان مدارس دینی زیادی در سراسر شبه قاره تأسیس کرده اند، و بنابر اظهار نظر بعضی فقط در پاکستان ۱۲۴ مدرسه تا سال ۱۹۷۲ دائر نموده اند و سازمان هایی هم چون جمیعه العلمای پاکستان و منهاج القرآن را در پاکستان ایجاد کرده اند. از سازمان های دیگر آنان، رضای مصطفی و انصار الاسلام است.

بزرگان بریلویه

از بزرگان آنها می توان از نعیم الدین مراد آبادی (۱۳۰۰ـ ۱۳۶۷ق) نام برد که موسس مدرسه ای به نام الجامعه النعیمیه است که شاگردان این مدرسه به نعیمیون معروفند. او کتابی به نام اطیب البیان تألیف نموده که ردّی بر کتاب تقویه الایمان شاه اسماعیل دهلوی است. کتاب دیگر وی با نام الکلمه العلیا درباره علم غیب پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) است. از دیگر بزرگان بریلویه أمجد علی (۱۳۶۷ق) است که بعد از شاگردی نزد بریلوی، کتب زیادی در تأیید وی نوشت، و کتاب فقهی بهار شریعت وی، کتاب درسی بریلویه است. دیدار علی (م۱۹۳۵م) یکی دیگر از بزرگان بریلویه است که به قول بعضی، شهر لاهور را از عقاید مسموم وهابیت و دیوبندیه حفظ کرد. از مفتیان بزرگ بریلویه احمد یار بدیوانی (۱۹۰۶ـ ۱۹۷۱م) است که مدرسه جامعه الغوثیه النعیمیه را تأسیس کرده و کتب زیادی در ردّ وهابیان و در تأیید بریلویه نوشته که از مهم ترین آنها کتاب جاء الحق است.

تاریخ دیوبندیه و بریلویه / مهدی فرمانیان
برگرفته از مقاله‌ی «دیوبندیه، بریلویه و رابطه آن‌ها با وهابیت» / پایگاه تخصصی نقد وهابیت