دکتر بوطی و واکاوی سلفیه

دکتر بوطی و واکاوی سلفیه

شیخ محمد سعید رمضان بوطی در سال ۱۳۴۷ هجری قمری در دهکده ای کوچک در غرب آناتولی در یک خانواده‌ی دینی متولد شد. خانواده‌ی او به دلیل اهانت‌هایی که از سوی آتاتورک به اسلام می‌شد و فشار و خفقانی که از سوی حکومت ضد دینی آن زمان ترکیه به خانواده‌های مسلمان شد در سال ۱۳۵۲ هجری قمری به دمشق مهاجرت کرد.

شیخ محمد سعید رمضان بوطی در سال ۱۳۴۷ هجری قمری در دهکده ای کوچک در غرب آناتولی در یک خانواده‌ی دینی متولد شد. خانواده‌ی او به دلیل اهانت‌هایی که از سوی آتاتورک به اسلام می‌شد و فشار و خفقانی که از سوی حکومت ضد دینی آن زمان ترکیه به خانواده‌های مسلمان شد در سال ۱۳۵۲ هجری قمری به دمشق مهاجرت کرد. او تحصیلاتش را در آن‌جا پی گرفت. در سال ۱۳۷۲ هجری قمری تحصیلاتش را در معهد التوجیه الاسلامی به نزد شیخ حسن حبنکه به پایان رساند. سال بعد راهی دانشگاه الازهر قاهره شد. مقطع دکتری را در دانشگاه الازهر در سال ۱۳۸۵ هجری قمری گذراند و موفق به دریافت دانشنامه دکتری در رشته‌ی اصول شریعت اسلامی شد.

وی سال‌ها به تدریس در دانشگاه دمشق اشتغال داشت و سرانجام به ریاست دانشکده شریعت دانشگاه دمشق رسید. دکتر بوطی در سال ۱۴۲۶ هجری قمری جایزه‌ی بین المللی قرآن کریم را در دبی دریافت کرد. از معروف ترین آثار وی کتاب «فقه السیره النبویه» است که بارها و بارها به چاپ رسیده است. از وی بیش از ۶۰ عنوان کتاب به یادگار مانده است.

بوطی علاوه بر تدریس و تألیف، در مساجد و شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای نیز حضور داشت. تمام دانشگاه‌های کشور سوریه تحت نظارت و مشاوره‌ی دکتر بوطی اداره می‌شدند. نام بوطی را به لحاظ مبانی فکری باید در شمار عقل‌گرایان اهل سنت مانند عبده و غزالی و در برابر سلفیان قرار داد.

محمد سعید رمضان البوطی بلندپایه‌ترین روحانی سنی‌مذهب سوریه در زمان خود و امام جماعت مسجد جامع اموی دمشق بود. او در جریان حمایت خود از حکومت سوریه به مخالفت با تروریست‌های سلفی تکفیری پرداخت و در خطابه‌های خود بارها علیه آنان موضع گرفت و سرانجام در سوم جمادی الاول ۱۴۳۴ هجری قمری در مسجدی در دمشق و در حال سخنرانی، به دست عوامل ناشناس ترور شد.

یکی از آثار او کتابی است با نام «السلفیه؛ مرحله زمنیه مبارکه لا مذهب إسلامی» که در سال ۱۴۰۸ قمری از سوی انتشارات دار الفکر دمشق برای نخستین بار منتشر شد و در سال ۱۴۳۱ قمری به چاپ چهاردهم رسید. این کتاب از سوی دکتر حسین صابری ترجمه شد و با نام «سلفیه؛ بدعت یا مذهب» توسط بنیاد پژوهش‌های اسلامی به چاپ رسید. در پی انتشار این کتاب سیلی از نقدها و اعتراضات به سوی بوطی آمد و آرای او به سرعت در محافل علمی پیچید.

او در این کتاب معنای اصطلاحی سلفیه را بررسی می‌کند. سلف، شامل سه عصر آغازین اسلام می‌شود. مستند این معنا مستفاد از روایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است که بر اساس این روایت، بهترین قرون و اعصار را عصر خود و دو عصر بعدی دانسته اند. در واقع این سه عصر مشتمل بر صحابه، تابعین و تابعین تابعین می‌شود. (السلفیه، ص۹) او رجوع به سلف را واجب و لازم می‌داند اما تأکید می‌کند که رجوع به سلف بدین خاطر نیست که آنان منبعی مستقل در کنار کتاب خدا و سنت پیامبر هستند. بلکه صرفاً بدین خاطر است که ایشان حلقه‌های واسطه میان عصر ما و عصر رسول خدا هستند و فهم آنان از کتاب و سنت در کشف معانی کتاب و سنت بسیار راه‌گشا است. بوطی این معنا از حجیت سلف را مورد اتفاق می‌داند و می‌پذیرد. اما معتقد است عده‌ای با ارایه‌ی معنایی جدید از سلف، گروه و انشعابی جدید در میان مسلمانان متحد ایجاد کرده، نام «سلفیه» بر خود گذاشته و دیگران را مخالف سلف صالح قلمداد کرده اند.

او می‌پرسد که شرط ورود به سلفیه‌ی معاصر چیست؟ اساسنامه‌ی این گروه چیست؟ در ادامه دو پاسخ آنان به این پرسش را نقد می‌کند.

پاسخ نخست آنان این است که باید به تک تک الفاظ و جملات و افعال منقول از سلف ملتزم باشیم. بوطی می‌گوید خود سلف این‌چنین به سنت خویش ملتزم نبوده اند که شما با جمود بر آن تعصب می‌ورزید. سپس شواهد بسیاری برای اختلاف میان خود صحابه و میان صحابه و تابعین و تغییرات و تحولات عصر صحابه و تابعین ذکر می‌کند.

پاسخ دوم آنان، التزام به منهج و روش علمی سلف در تفسیر نصوص، استنباط احکام و اصول اعتقادی است. بوطی در مقام نقد، معتقد است نصف عصر سلف بدون هیچ‌گونه منهج و روش مدوّن و مشخصی سپری شد. اختلافات گسترده میان مکتب اهل حدیث و اهل رأی که هر دو جزء سلف محسوب می‌شوند، گواه بر همین مطلب است. تا این که برخی از دانشمندان از جمله امام شافعی شروع به تنقیح و تدوین قواعد تفسیر نصوص کردند. به مرور زمان قواعدی به دست آمد که تفسیر نصوص را ضابطه‌مند کرد و مورد اتفاق همگان بود. اما در غیر آن قواعد باب اجتهاد باز است و اختلاف حتی میان سلف نیز بوده است. سلفیه حتی در مسایل اجتهادی نیز رأی خود را عین رأی سلف می‌دانند و مخالفان خود را گمراه و منحرف می‌خوانند.

او در این کتاب ۲۷۰ صفحه‌ای، این اعتقاد خود را به صورت تفصیلی و مبسوط شرح داده و در پی اثبات آن برآمده است.

کتاب «سلفیه؛ مرحله زمنیه مبارکه لا مذهب إسلامی» مشتمل بر سه بخش کلی است:

باب اول: روش علمی جامع و عوامل پیدایش آن؛

باب دوم: نمونه‌هایی از روش علمی جامع و نقاط اختلاف؛

باب سوم: بدعت بودن مذهب سلفیه.