رد بر داعش در مورد اسیر کردن زنان

رد بر داعش در مورد اسیر کردن زنان

اسلام هرگز به برده داری فرمان نمی دهد و هیچ نصی بر این امر وارد نشده است. بلکه وحی، زمانی نازل شد که نظام برده داری بر جهان حاکم بود. و در تمام مناطق جهان برده داری امر رایجی بود. عرف تمام دولت ها همین بود که در جنگ ها اسیر را به بردگی می کشیدند.

 

فتوای مراکز فتوای مصر و اردن درباره اسیر کردن زنان

ترجمه و تلخیص: سید سعید الغیاث الغریفی

 

این استفتاء و پاسخ آن در سایت دار الافتاء المصریه نیز با عنوان "الرد علی الداعش فی سبی النساء"  رد بر داعش در اسیر کردن زنان با شماره استفتاء 3232 منتشر شد.  

موضوع: رد بر داعش در مورد اسیر کردن زنان         تاريخ  : 05 / 11 / 2015   

درخواست از طرف رئیس اتحاد علمای اسلامی کردستان عراق؛

احترام و قدر دانی  اتحادیه علمای اسلامی کردستان عراق را پذیرا باشید. از خداوند متعال توفیق روز افزون و خیر دنیا و آخرت را برای شما خواستاریم.

آنچه را که گروه گمراه و منحرف داعش انجام داد و اینکه که چه جرم هایی به اسم اسلام در حق انسانیت مرتکب شدند برجناب عالی مخفی نیست. از جمله آن جرم ها اسیر کردن زنان بود. به طوری که به فروش دختران و زنان مسیحی و ایزدی به قیمت کم و به اندک درهمی اقدام کردند. این جرم ها در مقابل چشم همگان انجام شد و تاثیرات بدی بر افکار مردم کردستان گذاشت. و نیز موجب آثار روحی و روانی بر زنانی شد که قربانی این عمل پست گردیدند. بسیاری از زنان و دختران مسیحی و ایزدی هنوز در چنگ داعش باقی مانده اند و بین داعشی ها تجارت و رد بدل می شوند.

با توجه به جایگاه مهمی که حضرت عالی و دار الافتاء المصریه در جهان اسلام دارا  می باشید، ضروری است که فتوایی در رابطه با جرم و حرام بودن اسیر کردن [زنان] صادر فرمایید. تا اینکه جهان اسلام آگاه شود که اعمال مجرمانه ای که به اسم اسلام بر سر این قربانیان وارد شد هیچ ربطی به اسلام ندارد و اسلام از این رفتارها بیزار است. این فتوا زمینه ساز آزادی زنانی خواهد بود که هنوز در چنگ افرادی هستند که گمان می کنند بر اساس اسلام آنها را اسیر کرده اند. در ادامه، برخی از مدارکی که ارتکاب این جرمها ی زشت را ثابت می کند برای شما ارسال می کنیم. از خداوند تعالی یاری می جوییم که همه ما را در مبارزه با این تفکر تکفیری منحرف گمراه، موفق گرداند. همچنین برای شما و "دار الافتاء المصریه" پیشرفت و ترقی در خدمت امت اسلام را آرزو داریم.   

انه سمیع مجیب.

خلاصه فتوا : استاد دکتور شوقی ابراهیم علام رئیس دار الافتاء المصریه

آنچه را که این خوارج موسوم به داعش و غیر آنها مرتکب می شوند، از ربودن زنان مسیحی و ایزدی گرفته تا تسلط بر این زنان و ادعای به بردگی گرفتن ایشان، جز فروش زنان آزاده و قانون مند کردن این غصب و مجبور کردن آنها بر زنا و جنگ افروزی و فساد بر زمین و نقض ذمه خدا و پیامبر ص چیز دیگری نیست چرا که این افراد در ذمه و پناه اسلام و مسلمانان زندگی می کردند. و همه این اعمال از گناهان کبیره و هلاک کننده و جرمهای سنگینی است که خداوند برای این گناهان، عذاب شدید و  دردناکی را وعده داده است و این اعمال مجرمانه هیچ ربطی به اسلام ندارد.

 

پاسخ تفصیلی به اتحادیه علمای اسلامی کردستان عراق از جانب دار الافتاء المصریه

اسلام نسبت به آمدن خوارج هشدار داده است و آیات قرآنی بر عدم فریب خوردن از کلام باطل آنان تذکر داده است. اینان گمراه کنندگان از مسیر اللهی هستند و عوام مردم را فریب می دهند. دین خدا را بد جلوه می دهند و در زمین فساد می کنند. از بین بردن محصولات، نسل کشی، خون ریزی، شکستن حرمت ها و تعرض به نوامیس را توجیه می کنند.  با اینکه قرآن، باطن این خطاکاران را آشکار کرده و بیان کرده است که این رفتارها، یکی از بیماریهای روانی است که اینان از روی دورغ و فریب، لباس اسلام را به آن می پوشانند بلکه غیر از جرم و گناه چیز دیگری نیست و زاییده دلهای تاریک و کور از دشمنی است. خداوند منزه و بلند مرتبه می فرماید: ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ • وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ • وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ﴾ و از مردم، کسانی هستند که گفتار آنان، در زندگی دنیا مایه اعجاب تو می شود (در ظاهر ادعای مسلمانی دارند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می گیرند. (این در حالی است که) آنان، سرسخت ترین دشمنانند * (نشانه آن این است که) هنگامی که روی بر می گردانند (و از نزد تو خارج می شوند)، در راه فساد در زمین کوشش می کنند و زراعت ها و نسل را نابود می سازند (با اینکه می دانند) خدا فساد را دوست نمی دارد.  [البقرة: 204-206].

در بیان شریف رسول گرامی اسلام توصیف این تبهکاران آمده است تا مسلمانان فریب آنها را نخورند و گرفتار گمراهی آنان نشوند. پیامبر اکرم ص  مسلمانان را به ایستادگی در مقال آنان، مجازات و مقابله با انحراف و دشمنی آنها امر کرده است . و در صحیح بخاری و مسلم از حدیث علی بن ابی طالب _کرم الله وجه_  از پیامبر خدا ص آمده است که می فرمایند:

 

«يَأْتي في آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ حُدَثَاءُ الأَسْنَانِ سُفَهَاءُ الأَحْلامِ، يَقُولُونَ مِنْ خَيْرِ قَوْلِ الْبَرِيَّةِ، يَمْرُقُونَ مِنْ الإِسْلامِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنْ الرَّمِيَّةِ، لا يُجَاوِزُ إِيمَانُهُمْ حَنَاجِرَهُمْ، فَأَيْنَمَا لَقِيتُمُوهُمْ فَاقْتُلُوهُمْ؛ فَإِنَّ قَتْلَهُمْ أَجْرٌ لِمَنْ قَتَلَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». در آخر الزمان قومی خواهند آمد که عمر آنها کوتاه است. رویاهای احمقانه ای در سر دارند. ادعا می کنند بهترین سخنان نزد آنهاست.  از اسلام خارج می شوند همانگونه که تیر از کمان خارج می شود. ایمان آنها از گلوگاهشان تجاوز نمی کند (و فقط در زبانشان مدعی ایمان هستند) پس هر کجا آنان را دیدید بکشید. همانا کشتن آنان دارای اجر و پاداش روز قیامت است.

و در صحیح بخاری و مسلم در حدیثی از  ابی سعید خدری  _ رضي الله عنه _  آمده است که پیامبر اکرم ص در حالی که درباره کسی که بر قسمت خود اعتراض دارد سخن می گفتند؛ فرمودند: «إِنَّ مِنْ ضِئْضِئِ هَذَا قَوْمًا يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لَا يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ؛ يَقْتُلُونَ أَهْلَ الْإِسْلَامِ، وَيَدَعُونَ أَهْلَ الْأَوْثَانِ، يَمْرُقُونَ مِنَ الْإِسْلَامِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ، لَئِنْ أَدْرَكْتُهُمْ لَأَقْتُلَنَّهُمْ قَتْلَ عَادٍ». «از جمله این افراد پست و حقیر، کسانی هستند که قرآن را می خوانند در حالی که از حنجره ی آنها تجاوز نمی کند. مسلمانان را می کشند و کاری  به بت پرستان نخواهند داشت  از اسلام خارج می شوند همچنانکه تیر از کمان خارج می شود.  اگر در زمان آنها باشم، آنها را مانند قوم عاد خواهم کشت».

و در صحیح مسلم  از ابوهریره  _رضی الله عنه_ از پیامبر ص نقل  می کند که فرمودند: «مَنْ خَرَجَ مِن الطَّاعَةِ وَفَارَقَ الجَمَاعَةَ فَمَاتَ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً، وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ؛ يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ أَوْ يَدْعُو إِلى عَصَبَةٍ أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً فَقُتِلَ فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ، وَمَنْ خَرَجَ عَلَى أُمَّتِي يَضْرِبُ بَرَّهَا وَفَاجِرَهَا وَلا يَتَحَاشَى مِنْ مُؤْمِنِهَا وَلا يَفِي لِذِي عَهْدٍ عَهْدَهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَلَسْتُ مِنْهُ».  کسی که از اطاعت خارج شود و از جماعت [مسلمانان] فاصله بگیرد و بمیرد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. و کسی که زیر پرچم گمراهی بجنگند و غضب کند برای گروهی؛ دعوت کند برای گروهی و یا یاری کند گروهی را و کشته شود، به مرگ جاهلیت مرده است. و کسی که بر امت من خروج کند و خوب و بد آنها را بکشد و از مومنان آنها نیز دست برندارد و بر پیمانش وفادار نماند، از من نیست و من نیز با او نیستم.

و نیز امام احمد و ابوداود روایت کرده اند  و حاکم آن را تصحیح کرده است که پیامبر  ص فرمودند: «سَيَكُونُ فِي أُمَّتِي اخْتِلَافٌ وَفُرْقَةٌ، وَسَيَجِيءُ قَوْمٌ يُعْجِبُونَكُمْ، وَتُعْجِبُهُمْ أَنْفُسُهُمْ، يُحْسِنُونَ الْقِيلَ وَيُسِيئُونَ الْفِعْلَ، يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لَا يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ، يَحْقِرُ أَحَدُكُمْ صَلَاتَهُ مَعَ صَلَاتِهِم وَصِيَامَهُ مَعَ صِيَامِهِم، يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ، ثُمَّ لَا يَرْجِعُونَ حَتَّى يَرْتَدَّ عَلَى فُوْقِهِ، هُمْ شَرُّ الْخَلْقِ وَالْخَلِيقَةِ، طُوبَى لِمَنْ قَتَلَهُمْ وقَتَلُوه، يَدْعُونَ إِلَى كتاب اللهِ وَلَيْسُوا مِنَ الله فِي شَيْءٍ، يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ وَلَيْسُوا عَلَى شَيْءٍ، مَنْ قَاتَلَهُمْ كَانَ أَوْلَى بِاللهِ مِنْهُمْ»، قيل: يا رسول الله! من هم حتى نعرفهم؟ قال: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا». در امت من اختلاف فرقه پیش خواهد آمد. قومی خواهند آمد که از (ظاهر اسلام) آنها خوشتان می آید و آنان از خود راضی و مغرور هستند (و خود را مسلمان واقعی می دانند). سخنشان در ظاهر خوب و کردارشان زشت و بد است. قرآن می خوانند در حالی که از گلوگاهشان تجاوز نمی کند. هر کدام از شما نماز و روزه تان را در مقابل نماز و روزه آنها مقایسه کنید، نماز و روزه خود را ناچیز می شمارید. از دین خارج می شوند مانند در رفتن تیر از کمان. سپس به سمت دین بر نمی گردند، مگر آنکه از آن چه که بودند ارتداد بیشتری دارند.  و آنان شرور ترین مردم و آفریدگان هستند. خوش به حال آن که آنان را بکشد یا به دست آنان کشته شود. به سوی کتاب خدا دعوت می کنند در حالی که هیچ ربطی به خداوند ندارند. گمان باطل می کنند که بر حق هستند.  کسی که با آنان مبارزه کند از آنها به خدا نزدیک تر است. گفته شد ای رسول خدا آنها چه کسانی هستند؟ فرمودند: آنها به شکل ما و همزبان ما هستند.   

و از پیامبر ص نقل است که : «أَخْوَفُ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي ثَلَاثَةٌ: رَجُلٌ قَرَأَ كِتَابَ اللهِ حَتَّى إِذَا رَأَيْتَ بَهْجَتَهُ، وَكَانَ عَلَيْهِ رِدَاءُ الْإِسْلَامِ أَعَارَهُ اللهُ إِيَّاهُ، اخْتَرَطَ سَيْفَهُ وَضَرَبَ بِهِ جَارَهُ وَرَمَاهُ بِالشِّرْكِ. قُلْنَا: يَا رَسُولَ اللهِ، الرَّامِي أَحَقُّ بِهَا أَمِ الْمَرْمِيُّ؟ قَالَ: «الرَّامِي». 

بیشترین چیزی که از آن بر امتم می ترسم سه مورد است. اولین آن، مردی است که قرآن می خواند تا اینکه بهجت (و رونق) او را می بینی و لباس اسلام را پوشیده و خدا به او عاریه داده است (یعنی اسلام او ظاهری است) و شمشیر می کشد و همسایه خود را به اتهام شرک می کشد. گفتیم ای رسول خدا چه کسی مستحق تر به این نسبت(شرک) است؟ نسبت دهنده یا نسبت داده شده؟ فرمودند نسبت دهنده.

امام مسلم در صحیحش از حدیث حذیفه بن یمان رضی الله عنه از پیامبر ص روایت کرده  که در وصف چنین افرادی فرمودند:  «يَكُونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ لَا يَهْتَدُونَ بِهُدَايَ، وَلَا يَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِي، وَسَيَقُومُ فِيهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ فِي جُثْمَانِ إِنْسٍ».

بعد از من امامانی خواهند بود که بر روش من نیستند  و به سنت من عمل نمی کنند و در میان آنها مردانی بر می خیزند که دلهای آنها دلهای شیاطین در پیکر انسان می باشد.

همچنین  ابن ابی شیبه در المنصنف و ابن المنذر وابن أبي حاتم في "التفسير"،  و ... از پیامبر ص در وصف خوارج نقل کرده اند که آنها «كِلَابُ أَهْلِ النَّارِ». سگان اهل جهنم هستند.

امام عارف، حکیم ترمذی در نوادر الاصول می گوید: آنان همان طور که خدا وصفشان نموده، به دنبال متشابهات قرآن هستند. و با آن طلب فتنه گری می کنند. خاص را به عام و عام را به خاص حمل می کنند. به آخر آیه تمسک می کنند در حالی که اول آن را رها کرده اند. مومن خطای دیگران را می پوشاند  و گذشت می کند. رحم و مهربانی می کند. مومن استغفار می کند و احتیاط می کند تا مورد سرزنش و  ملامت قرار نگیرد. از خداوند امید مغفرت و رحمت برای اوست و خود به رحمت و مغفرت خدا امید دارد. و اما انسان فریب خورده، هتک و سرزنش و توبیخ می کند. کفر می ورزد. این اخلاق سگان است که با اقوال و رفتارشان بر بندگان خدا پارس می کنند و به بندگان خدا به بغض و ملامت نگاه می کنند و وقتی وارد جهنم می شوند به صورت سگ وارد جهنم می شوند همانطور که بر علیه موحدین مانند سگ _در مقابل دشمن_ بودند.

صحابه رضي الله عنهم آنچه از خدا و پیامبر ص در گمراهی این خوارج فهمیدند _برای آیندگان_ بیان کردند؛ خوارج، آیاتی که بر مشرکان نازل شده را به مومنان نسبت دادند. آیات روشن وصریح قرآن را ترک کردند و به دنبال متشابهات رفتند.  ابن ابی شیبه در کتاب  "المصنف"، و ... که نزد ابن عباس از خوارج و برخوردشان با قرآن سخن گفته شد.  ابن عباس گفت: خوارج به محکمات قرآن ایمان می آورند اما در متشابهات قرآن هلاک می شوند.

و نیز  در کتاب "موطا" مالک  نسخه ابن وهب و در صحیح امام بخاری و دیگران نقل کرده اند که از نافع در مورد نظر عبد الله عمر درباره خوارج پرسیده شد. نافع گفت: نظرش این بود که آنها شرور ترین خلق خدا بودند. آنها به سراغ آیاتی رفتند که در مورد کفار نازل شده و این آیات را در مورد مومنان قرار دادند.

پیامبر ص به ظهور این خوارج مجرم و جنایتکار خبر دادند و اینکه امت اسلام به زودی گرفتار آنها می شوند و چنین انسانهایی به دفعات در تاریخ تکرار خواهند شد. ولی در هر خروجی که می کنند، خداوند ریشه ی آنها را بر می کند. عبدالله عمر  میگوید: شنیدم که پیامبر اکرم ص می فرماید؛ قومی با اعمال زشت در امت من خواهند آمد. قرآن را می خوانند ولی از حنجره های آنها تجاوز نمی کند. شما اعمالتان را در مقابل اعمال و عبادات آنها ناچیز می پندارید. اهل اسلام را می کشند. اگر اینها خروج کردند، آنها را بکشید سپس اگر چنین کسانی خروج کردند  باز هم آنها را بکشید و هر چند بارچنین انسانهایی خروج کردند، آنها را بکشید خوش به حال کسی که آنها را بکشد و خوش به حال کسی که به دست آنها کشته شود. هر گاه شاخی از آنها خارج شد خدا او را قطع خواهد کرد. عبدالله عمر گفت پیامبر ص این مطلب را بیست بار یا حتی بیشتر تکرا کردند.  [این حدیث در مسند حمد و سنن ابن ماجه آمده است]

اسلام و مسلمانان گرفتار این اندیشه احمقانه و منحرف شدند. این تفکر به امنیت، خون و ناموس مسلمانان آسیب رساند.  این گروه اندک، خون و مال و ناموس مسلمانان را بر خود حلال می شمارند؛ چه برسد به غیر مسلمانان. و این خوارج به اخلاق فاسد و  اهداف پلیدشان، لباس و رنگ دیدن دادند.  فساد و دشمنی خود را به دروغ، به خدا و پیامبر نسبت دادند. و به سبب عقیده ی فاسد خود، جنگ هایی به راه انداختند که هیچ ربطی به اسلام ندارد. چرا که هیچ نقل و روایت صحیحی (از رسول گرامی اسلام) در تایید این اعمال وجود ندارد. و هیچ عقل سلیمی آن را تایید نمی کند. حکایات سفیهانه­ی آنها در احادیث آخر الزمان آمده است. از جمله در احادیث پرچم های سیاه و زرد و احادیث مهدی وغیر این احادیث، خبر خروج  چنین افرادی داده شده است.

بعد از رسول  اکرم ص زمانی که برای اولین مرتبه خوارج پدید آمدند، آقای ما امیر المومنین علی بن ابی طالب (کرم الله وجه) متصدی مبارزه با آنها شد و به جهاد با آنان مشرف گردید. باطل بودن آنها را بر مردم آشکار ساخت و شر آنها را از سر مسلمانان  دور کرد.  امیر المومنین در سخنانی، ویژگیهای این افراد را به خوبی و با دقت زیاد برای ما بیان می فرماید؛

امام و حافظ، نعیم بن حماد مروزی  در کتاب  "الفتن" خود  (به شماره 573) از ابی رومان از علی بن ابی طالب (رضی الله عنه) نقل می کند که فرمود: زمانی که پرچم های سیاه بر شما آشکار گردید، زمین را بچسبید و حرکتی نکنید. سپس قوم ضعیفی که به آنها اعتنا نمی شود ظاهر می شوند. دلهای آنها مانند آهن است. آنها صاحب دولت هستند. به عهد و ومیثاقشان وفا نمی کنند. [در  زبان] به حق دعوت می کنند ولی اهل حق نیستند. به کنیه خوانده می شوند [مانند ابومحمد] و نسبت آنها به شهرها بر می گردد [مانند شیشانی]. موهای آنها مانند موهای زنان بلند و باز است. سپس بین آنها اختلاف رخ می دهد و خداوند حق را نزد آنکه بخواهد ظاهر می سازد.

هیچ صاحب نظری بر انطباق این صفات بر خوارج این زمان شک نمی کند. مخصوصا اینها که خود را داعش نامیدند. داعشی که از اعمال و کردارهای زشت و گناه آلود اینها از دار الافتاء المصریه استفتاء شد.  آنها بر خود لقب "دولت" را نهاده اند. ترحم و نرم خویی از دل آنها رخت بربسته است. و وفای به عهد ندارند. اسمها، القاب و موهای آنها مطابق این روایت است. در روایت فوق به کم عقلی و ضعف دین و پست بودن آنها نزد خدا و مردم اشاره می گند. آنها پست ترین خلق خدا هستند.

کسی به این حدیث به خاطر ضعف سند آن اعتراض نکرده است. چرا که واقعیت خارجی  به درست بودن این روایت گواهی داده است. و  نیز روایات دیگری در تایید آن آمده است. گروهی از محدثان چنین  عقیده دارند که مطابقت با واقعیت خارجی، دلیل بر صحت روایت است.

و در مواردی این محدثان، روایات ضعیف السندی را به این شیوه صحیح دانسته اند. چرا که مطابق بودن روایت با آنچه در خارج رخ می دهد، یکی از  راه های دست یابی به صحت روایت است.

و اما به بردگی کشیدن زنهای غیر مسلمان از جرم ها ی زشت و افعال پست آنها است که بر پستی باطن و زشتی اخلاقشان دلالت دارد. آنها دین را بازیچه [هوس هایشان] قرار داده اند.  نظر شرع  و دین درباره این جرمهای زشت این است که  این عمل  (به بردگی گرفتن زنها) توسط داعش [و هر گروه دیگر مانند آنها]؛ فروش زنهای آزاد و حرام است.  چنین عملی قانونمند کردن ظاهری و شرعی جلوه دادن غصب و تملک این زنان است. این کار هتک حرمت نوامیس مردم و مجبور کردن این زنان به فساد و  زنا و فاحشه گری است.  چنین کاری جنگ افروزی و فساد در  زمین و نقض ذمه خداوند و هتک حرمت رسول الله  ص است. همه اینها گناهان کبیره ای است که دین اسلام آنها را حرام اعلام کرده است. و  بر عقوبت و جزای انجام دهنده این اعمال و اجرای حد آن سخت گرفته است.  اسلام فرمان می دهد که مرتکبین آن را دستگیر کنند. نباید چنین اعمال زشتی به اسلام نسبت داده شود. بلکه نسبت دادنش به هیچ شریعت آسمانی جایز نیست. چرا که دین با این گناهان کبیره  و جرم های زشت در جنگ است.

این خطاکاران در  روز قیامت پیامبر خدا ص را دشمن خود قرار داده اند. ابو داوود سجستانی در کتاب "سنن" خود و نیز ابن زنجویه در "الاموال" و بیهقی در "سنن الکبری" همگی از گروهی از فرزندان اصحاب رسول اسلام ص از پدرانشان از پیامبر اکرم ص روایت کرده اند که فرمودند: آگاه باشید؛ کسی که به کافر ذمی ظلم کند و یا او را اذیت کند و یا بیشتر از طاقتش او را تکلیف کند و چیزی از او به غیر رضایتش بیگرد، من دشمن او در قیامت خواهم بود .

 اضافه کردند ابن زنجويه والبيهقي: که پیامبر اشاره کرد به سوی سینه اش که اگر کسی کافر ذمی را بکشد در حالی که او در ذمه ی خدا و ورسول است؛ خداوند  بوی بهشت را بر  این قاتل حرام کرده است. حال آنکه بوی بهشت از فاصله ی هفتاد سال استشمام می شود.

 حافظ عراقی در  ص 191 کتاب "شرح التبصره و التذکره" درباره سند روایت فوق می گوید: این روایت دارای سند نیکویی است. اگر چه در سند آن افرادی هستند که نام آنها ذکر نشده است اما آنها گروهی از فرزندان صحابه هستند و این تعداد راوی، حدیث را به حد تواتر می رسانند و در سند حدیث متواتر عدالت راویان لازم نیست.

اسلام هرگز به برده داری فرمان نمی دهد و هیچ نصی بر این امر وارد نشده است. بلکه وحی، زمانی نازل شد که نظام برده داری بر جهان حاکم بود. و در تمام مناطق جهان برده داری امر رایجی بود. عرف تمام دولت ها همین بود که در جنگ ها اسیر را به بردگی می کشیدند. از این روی، حکمت شرع شریف اسلام بر این شد که همانگونه که دیگران، اسیر مسلمان را برده خود می کردند، به مسلمانان نیز اجازه این کار را بدهد [در غیر این صورت ذلت مسلمانان پدید می آمد و جرات حمله به آنان بیشتر می شد. البته از احکام اسلامی پیداست که اسلام به آزاد کردن اسیر تمایل دارد]  هرچند برده داری را به یکباره نفی نکرد. و مانند عرف جهان آن روز  برده داری را اختیار کرد، اما اصل را بر آزادی انسان قرار داد. و برای احسان کردن، مسلمانان را به آزاد کردن برده ها تشویق کرد. تا اینکه پیامبر ص درباره  آزاد کردن برده ها فرمودند پیوسته جبرئیل امین، مرا به همسایه داری توصیه کرد تا اینکه گمان می رفت که همسایه از همسایه ارث می برد. و پیوسته به مراعات حال بردگان توصیه می کرد تا اینکه گمان می رفت برای بردگی زمان محدودی است و هنگامی که وقت آن به پایان رسید برده، خود به خود آزاد می شود.

این روایت را حافظ بیهقی در "سنن الکبری" و "شعب الایمان" آورده می گوید بر اساس شروط صحت روایات نزد امام بخاری و امام مسلم این روایت صحیح است. سیوطی نیز سند این روایت را نیکو دانسته است

شریعت اسلام، اسباب آزاد کردن برده را زیاد گردانید تا اینکه جریان آزاد کردن برده از مسائل ضروری اسلام شد. همچنانکه در احکام کفاره ها و نظایر آن در اسلام مشاهده می شود، بر همگان روشن است که دین اسلام بر آزادی بردگان و پایان بخشیدن به بردگی تاکید دارد. بر خلاف اسلام، عرف دولت های جهان تا چندی پیش بر اساس برده داری، ساری و جاری بود.

در سال 1860 میلادی توافق نامه ی بین المللی بر آزاد کردن بردگان و جرم دانستن برده داری و تجارت برده در برلین امضاء شد. در این توافق نامه، دولت عثمانی نیز مشارکت داشت.

در سال 1877 میلادی، معاهده ای بین دو دولت مصر  و بریتانیا مبنی بر  ممنوعیت تجارت برده و تصویب جریمه های سنگین بر آن به امضاء رسید. در سال 1926 میلادی نیز در پایان بخشیدن به بردگی و تجارت برده، معاهده ای بین المللی امضاء شد.

پی در پی معاهده های بین المللی تصویب شد. تا اینکه به صدها پیمان نامه رسید و این قرار دادها مبنی بر منع بردگی و همچنین از بین رفتن اسباب بردگی و برگشتن به اصل آزادی انسانها که خداوند آنها را خلق کرده با همراهی مسلمانان به انجام رسید.

امام ابن قدامه حنبلی در "المغنی" (6/ 112، ط. مكتبة القاهرة) می گوید:  اصل در انسانها آزاد بودن است. خداوند، آدم و فرزندان او را آزاد آفرید. بردگی عارضی و مجازی است. پس اگر برده بودن انسانی ثابت نشود، این حکم عارضی به اصل بر می گردد. این معاهده ها ی بین المللی محکم بود و بر مسلمانان رعایت این قراردادها  لازم است. قر آن هم می فرماید: ﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ﴾ [المائدة: 1]. به عقدهایی که می بندید وفا کنید. ابوداوود و ترمذی در حدیث صحیح السندی از رسول مکرم اسلام ص نقل می کنند: «المُسْلِمُونَ عَلَى شُرُوطِهِمْ، إِلَّا شَرْطًا حَرَّمَ حَلَالًا، أَوْ أَحَلَّ حَرَامًا» مسلمانان بر عهدها و شروطی که با دیگران می بندند باید وفادار بمانند؛ مگر عهد و شرطی که حلالی را حرام و یا حرامی را حلال دانسته باشد.

شرکت کردن مسلمانان با غیر مسلمانها از امتهای دیگر، بر اهداف اخلاقی متعالی و انسانیت انسان که عامه خلایق آن را می پسندند و رعایت آن به مصلحت انسان و از جنس شریعت اسلامی است، کار پسندیده ای است. پایبند بودن به آن الزام شرعی دارد. همانگونه که در پیمان "حلف الفضول" و غیر آن از پیامبر اکرم ص چنین تعاملی نقل شده است. ابن اسحاق در "السیره" و دیگران از پیامبر ص نقل می کنند: «لَقَدْ شَهِدْتُ فِي دَارِ عَبْدِ اللهِ بْنِ جُدْعَانَ حِلْفًا مَا أُحِبُّ أَنَّ لِيَ بِهِ حُمْرَ النَّعَمِ، وَلَوْ أُدْعَى بِهِ فِي الْإِسْلَامِ لَأَجَبْتُ». در قبل از  بعثت، در خانه عبدالله بن جدعان  پیمانی را شاهد بودم که برای من از شتران سرخ مو محبوب تر است. و اگر بعد از بعثت و اسلام، فردی مرا به آن فرا خواند این پیمان را خواهم پذیرفت.

بوسیله این پیمانها  تمام احکام بردگی و مملوک، که در فقه اسلامی وجود داشت به دلیل پایان یافتن زمان و محل آن برداشته شد.  و برده داری حرام گشت و جایز نیست. و جرمی است که شریعت پاک اسلام [دیگر] هیچ اقرار و تاییدی بر آن ندارد.  

بنابراین آنچه را که این خوارج موسوم به داعش و غیر آنها انجام می دهند؛ از ربودن زنان مسیحی و ایزدی و تسلط و تجاوز بر آنها با ادعای بردگی، فروش زنان آزاد است. آنها غصب و تجاوز خود را قانونی و شرعی جلوه می دهند.  و تمام این اعمال از گناهان کبیره ای است که خداوند، انجام دهنده آن را به عذاب شدیدی وعده داده است. این افعال جرم خیز هیچ ربطی به اسلام ندارد.

 

 

خداوند متعال داناترین است.