عقاید دیوبندیه، بریلویه و رابطه آن‌ها با وهابیت

عقاید دیوبندیه، بریلویه و رابطه آن‌ها با وهابیت

عقاید دیوبندیه، بریلویه و رابطه آن‌ها با وهابیت عقاید دیوبندیه از دیوبندیه، با فقه حنفی، کلام ماتریدی ـ اشعری، تصوف چشتی ـ نقشبندی، همراه با اصلاحاتی از سوی سرهندی، شاه ولی الله دهلوی، شاه عبدالعزیز دهلوی و شاه اسماعیل دهلوی، و با داشتن هزاران عالم که هر کدام گرایش فکری خاصی دارند و هرکس علاقه ویژه ای به رشته ای ازعلوم اسلامی دارد، […]

عقاید دیوبندیه

از دیوبندیه، با فقه حنفی، کلام ماتریدی ـ اشعری، تصوف چشتی ـ نقشبندی، همراه با اصلاحاتی از سوی سرهندی، شاه ولی الله دهلوی، شاه عبدالعزیز دهلوی و شاه اسماعیل دهلوی، و با داشتن هزاران عالم که هر کدام گرایش فکری خاصی دارند و هرکس علاقه ویژه ای به رشته ای ازعلوم اسلامی دارد، یقیناً نمی تواند انتظار مشی خاصی داشت، ولی می تواند بعضی از اعتقادات ایشان را که از فکر حنفی ـ ماتریدی ـ صوفی نشأت می گیرد، عقاید همه آنان دانست، که در اینجا به بیان آنها می پردازیم:

۱٫ وحدت وجود

وحدت وجود که به وسیله ابن عربی تببین فلسفی شد، نزد بسیاری از طرق صوفیه پذیرفته شده است. شیخ امداد الله مکی به عنوان استاد مولانا قاسم نانوتوی و شیخ رشید احمد گنگوهی وحدت وجود را قبول داشته و آن را از فیوضات ابن عربی می دانسته است. در این زمنیه دیدگاه های شیخ احمد گنگوهی، شیخ اشرف علی تانوی یا تهانوی شیخ محمد انور کشمیری در شرح حدیث لایزال عبدی یتقرب الیّ بالنوافل، شیخ محمد زکریا کاندهلوی، شیخ شبیر احمد عثمانی و…، شبیه کلام شیخ امداد الله مکّی است.

۲٫ آداب صوفیان

یکی از اعمال صوفیان این است که سالک هنگامی که مشغول ذکر می شود باید درجای آرام، تمرکز حواس پیدا کرده و شیخ بزرگ طریقه یا مرشد خود را در ذهنش تصور نماید، و همراه با آن تصور به ذکر او بپردازد تا تصور شیخ در ذهنش ملکه شود و احساس کند شیخ همیشه ناظر اوست. شیخ احمد گنگوهی می گفته که صورت شیخ امداد الله به مدت سه سال در قلبم جای داشت و تمام کارهایم را به اذن او انجام می دادم، و بعد از آن صورت رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در قلبم بود و اعمال را بدون اذن پیامبر انجام نمی دادم. شیخ اشرف علی تهانوی نیز می گفت: اینجانب ارتباط های روحی با شیخ امداد الله داشته ام و بدون اذن او قیام و قعود نمی کردم. از دیگر آداب صوفیان بیعت با مرشد است، که بعد از بیعت سالک باید او راد و اذکاری را که شیخ به او می دهد به خوبی انجام می دهد تا به فناء کامل برسد. آن گونه که صوفیه می گویند، این مقام را شرع مقدس مقام احسان نامیده است. به هر حال ذکر، ورد، مراقبه، فکر، اراده، ربط قلب به شیخ، فناء، بقاء، خلوت و غیر آن در نزد عارفان دیوبندیه پذیرفته شده است.

۳٫ در باب زیارات

کتاب المهند علی المفند جواب بیست و شش سؤال درباره مسائل مطرح بین وهابیت، دیوبندیه و بریلویه است که به تأیید حدود ۵۰ نفر ازعلمای دیوبند رسیده و از اعتبار خاصی برخوردار است. اولین سؤال این است که آیا سفر برای زیارت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) جایز است یا نه؟ و آیا نیت آن باید سفر برای زیارت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) باشد یا برای رفتن به مسجد النبی؟ در پاسخ به این سوال مولانا خلیل احمد سهارنپوری این گونه جواب می دهد که نظر علمای حنفی و مسلک اشعری، ماتریدی و طرق صوفیه این است که زیارت قبر پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) از بزرگترین اعمالی است که انسان را به خدا نزدیک می کند. ابن همام گفته که نیت زیارت قبر پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) جایز است، و شیخ رشید احمد گنگوهی رساله ای به نام زیده المناسک فی فضل زیاره المدینه المنوره دارد که بارها چاپ شده است.

۴٫ در باب توسلات

سهارنپوری در باب توسل به پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و اولیاء می نویسد: نزد مشایخ ما توسل به انبیاء و اولیاء جایز، و بیان جمله اللهم انّی اتوسل الیک بفلان، نزد شاه محمد اسحاق دهلوی، شیخ امداد الله و شیخ رشید احمد، صحیح است و ایرادی بر آن وارد نیست.

۵٫ صفات الهی

دیوبندیه در صفات خبری و غیر آن می گویند که ما به آیات قرآن را ایمان داریم، ولی کیفیت بعضی از صفات هم چون «الرحمن علی العرش استوی، و یدالله فوق أیدیهم» را نمی دانیم. خداوند را منزه از صفات مخلوقین دانسته و نقص و حدوثی برای وی قائل نیستیم، و به تاویلاتی هم چون ید به معنای قدرت، استواء به معنای استیلاء برای تقریب اذهان قاصرین ایرادی وارد نمی دانیم. از عبارات سهارنپوری در المهند به دست می آید که اگر چه دیوبندیان ماتریدی مذهب اند، ولی رویکرد آنها به اشاعره بیشتر است؛ مثلاً در بحث اینکه آیا از خدا کذب صادر می شود، رویکردی اشعری دارند و با حسن و قبح شرعی به مسأله جواب داده اند، حال آنکه حسن و قبح شرعی دیدگاه اشاعره، و حسن و قبح عقلی دیدگاه ماتریدیه است.

۶٫ مقام پیامبر

دیوبندیه قائل به افضلیت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نسبت به تمام خلائق اند و هیچ کس را در مقام قرب الهی هم پایه پیامبر نمی دانند، و قائل به حیات پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در بعد از مرگ و در قبراند و آن را حیاتی دنیوی می دانند. نه برزخی. دراین زمینه مولانا قاسم نانوتوی کتابی به نام آب حیات نگاشته است. گفتنی است که در زمان گسترش دیوبندیه، قادیانیه نیز در هند ظهور کرد؛ لذا علمای دیوبند به مسئله نبوت و خاتم الانبیاء بودن پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز پرداختند و با ادله گوناگون در این زمینه کتاب ها نوشتند که یکی از آنها کتاب تحذیر الناس نوشته مولانا قاسم نانوتوی است.

دیوبندیه در مقابل وهابیت که شأن و علم بالایی برای پیامبر قائل نیستند، معتقدند ایشان اشرف مخلوقات اند و علم به اسرار خفیه ذات و صفات الهی و آنچه در سرادقات است دارند و قائل اند نه ملک مقرب و نه نبی مرسل ـ لاملک مقرب و لا نبی مرسل ـ به مقام او نمی رسد، و اینکه بعضی ها گفته اند ابلیس از پیامبر عالم تر است، کفر است. شیخ اشرف علی تهانوی در رساله حفظ الایمان گفته است: اگرچه پیامبر اعلم الخلائق است، ولی لفظ عالم الغیب جایز نیست برای پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) استعمال شود؛ چرا که موهم شرک است، و قرآن فرموده که غیر از خدا عالم الغیب نیست، ولی این دلیل نمی شود که پیامبر از غیب خبر نداشته باشد.

۷٫ اجتهاد و تقلید

مولانا خلیل احمد سهارنپوری تقلید یکی از ائمه اربعه اهل سنت را واجب دانسته و اجتهاد در این زمان را باعث افتادن در زندقه و الحاد اعلام کرده است. این دیدگاه تا حدودی با دیدگاه وهابیت و شاه ولی الله دهلوی در تعارض است و شاید عقیده شخصی وی باشد. شاه اسماعیل در تقویه الایمان، و اهل حدیث ـ سازمان جماعه التبلیغ ـ قائل به اجتهادند و تقلید را نمی پذیرند.

۸٫ بزرگداشت موالید

سهارنپوری از اساتید خود نقل می کند که آنان در جواب سؤالاتی که در این زمینه از آنان شده است، ذکر تولد پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را جایز، بلکه مستحب دانسته اند، به شرط آنکه منجر به اعمال خلاف شرع نشود و مخالف سیره سلف نباشد. وی می گوید اینکه بزرگان ما از بزرگداشت بعضی موالید جلوگیری می کردند، به خاطر منکراتی بودکه در آنها انجام می شد؛ مثل ذکر روایات موضوعه، اختلاط زن ومرد، اسراف در تزئینات، و تکفیر و سبّ و لعن هر کس که در آن مجالس شرکت نکند؛ ولی اگر مجالس خالی از منکرات باشد هیچ کس مخالف ذکر تولد پیامبر و امثال آن نیست.

دیوبندیه با طواف دور قبر، سجده تعظیم در وقت ورود به زیارتگاه بزرگان و اولیاء، سجده در جلوی مرشد، مراسم تعزیه شیعیان هندوستان، اعتقاد به قدوم روح پیامبر از عالم ارواح به عالم شهادت در زمان مجالس بزرگداشت میلاد پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مخالفت کرده و آنها را بدعت در دین معرفی می نمایند.

عقاید بریلویه

۱٫ وحدت وجود

احمد رضا بریلوی با تأثیر پذیری از تفکر قادریه هند در این زمینه می نویسد: در مرتبه وجود غیر از ذات حق وجودی نیست و تمام خلائق عکس و سایه آن وجودند.

۲٫ صفات الهی

در باب صفات خداوند و رابطه آنها با ذات، براساس فکر ماتریدی مشی می نماید. کتاب المعتقد المنتقد که تعلیقات احمد رضا خان بریلوی را در حاشیه خود دارد، در این زمینه می نویسد: «ما بر خلاف نجدیون (وهابیت) قائلیم که خداوند متصف به تمام صفات کمال است و امکان اتصاف عجز و کذب بر خدا محال است، و او حیّ، قادر و عالم و… است و بزرگان صوفیه قائل به عینیت معانی صفات با ذات اند، ولی این منافاتی با این ندارد که علمای اهل سنت گفته اند که صفت عین ذات نیست؛ چرا که منظور آنها این است که مفهوم صفات غیر از مفهوم ذات است. اعتقاد به قضا و قدر الهی از شعب ایمان است. در مسئله حسن و قبح مثل ماتریدیه قائل به حسن و قبح عقلی، و با اشاعره در این زمینه مخالفند.»

۳٫ مقام پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)

بریلویه با رویکردی صوفیانه مقام پیامبر را بسیار بلند می دانند و قائل اند نور پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قبل از تمام خلائق خلق شده و او علم غیب به تمام چیز ها در تمام مکان ها دارد و عملش علم ماکان و مایکون است. آنها پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را تنها موجود مرتبه ایجاد می دانند که تمام خلائق عکس و سایه آن اند و ملائکه شررهای نور اویند. پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مظهر صفات الهی و محیی ارواح است، و از او، جن و انس و عرش و کرسی به وجود آمده است. حق تصرف در کون را دارد و همه عالم به خاطر وجود او به وجود آمده است. استغاثه و استعانت از پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و بلکه تمام اولیای الهی جایز است؛ چرا که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) دافع بلاء، و معطی عطاء است، و عبدالقادر گیلانی غوئی است که با استغاثه به آن مشکلات انسان حل می شود.

بنابر نظر بریلویه مردگان در قبر زنده اند و کلام ما را می شنوند، و بنای قبور و نذر برای آنها، طواف حول آنها و بزرگداشت ها و اعیاد جایز است، و هیچ یک از اینها حرام و بدعت نیست. احمد رضا خان بریلوی تعزیه شیعیان، سجده تحیت بر مرشد، و غناء به مزامیر را حرام می داند، و رساله ای در این باره به نام الزبده الزکیه لتحریم سجود التحیه تألیف کرده است. بریلوی نیز معتقد بود که در هر زمان چهل نفر از ابدال و اولیای الهی در روی زمین زندگی می کنند تا به وسیله آنان برکات نازل و بلاها دفع شود. وی ائمه شیعه از حضرت امیر تا امام حسن عسکری (علیهم السلام) را غوث های عالم می داند و برای اولیای الهی کرامات و تصرفات در کون قائل است. در نزد بریلویان اجتهاد جایز نیست، و بریلوی در این زمینه می نویسد: «کسانی که خود را اهل حدیث می دانند و خیال می کنند فقط باید به حدیث عمل کنند، اینان خوب را از بد تشخیص نمی دهند و هنوز دست چپ و راست خود را نمی شناسند، چگونه می توانند اجتهاد کنند، فهم حدیث جز از راه فهم فقهای بزرگ جایز نیست» به خاطر رویکرد حدیثی دیوبندیه، بعضی احمد رضا خان را ناجی فقه حنفی درهند می دانند. بریلویه نسبت به شیعیان بهتر از دیوبندیه برخورد نکرده، چنان که احمد رضا خان بریلوی در این زمینه می نویسد: «رافضی اگر علی را برتر از شیخین می داند بدعت گذار است، و اگر امامتشان را انکار می کند فقها آنان راکافر، و متکلمان آنان را بدعت گذار می دانند، و ما نیز نظر متکلمان را پذیرفته و آن را به احتیاط نزدیک تر می دانیم؛ ولی اگر قائل به بداء یا تحریف قرآن اند، یا ائمه را از تمام انبیاء افضل می دانند، آنان یقیناً کافرند.» در نزد بریلویه هم چون دیوبندیه، صحابه احترام خاصی دارند و آنان حتی نسبت به معاویه حساس اند.

وهابیت و رابطه اش با دیوبندیه و بریلویه

وهابیت عربستان مثل بقیه فرق و مذاهب در درون خود معتقدان افراطی و غیر افراطی دارد. دولت عربستان همانند دیگر جهان به گرایش های همفکر و یا نزدیک به خود کمک های معنوی و مادی زیادی می کند و در کل به جریان اهل حدیث اهل سنت رونق می بخشد. در عین حال عده ای از علمای وهابی عربستان به همه فرق دیگر نگاه بدعت گذار و شرک آلود می نمایند. آنان به خاطر مخالفت شدید رهبران بزرگ آنها هم چون ابن تیمیه، ابن قیّم و محمد بن عبدالوهاب با تصوف، کتاب ها و جزوات بسیاری در این باره نوشته اند، و سازمان تبلیغات اسلامی عربستان (وزاره الشئون الاسلامیه و الدعوه و الارشاد) هر ساله جزوات بسیاری در بین حجاج بیت الله الحرام پخش می نماید و از عده ای تمجید و تعریف، و عده ای را نیز تخطئه می نماید.

 دیوبندیان ـ مخصوصاً گرایش اهل حدیث آنان ـ از نظر فکری بالأخص در این اواخر به آنان نزدیک شده اند، ولی در عین حال به خاطر بعضی اختلافات عقیدتی از طرف وهابیت کتبی در ردّ دیوبندیان نوشته شده و می شود. از جمله این کتاب ها می تواند به کتاب السراج المنیر فی تنبیه جماعه التبلیغ علی أخطائهم نام برد که نویسنده آن، دکتر محمد تقی الدین هلالی، به اشتباهات عقیدتی سازمان تبلیغی جماعت هند پرداخته و مباحث تصوفی که هنوز در بین آنان رایج است ـ هم چون ذکر و توجه به مرشد و… ـ را از خطاهای آنان بیان کرده است. کتاب دیگر القول البلیغ فی التحذیر من جماعه التبلیغ از نویسنده پر کار وهابی، شیخ حمود بن عبدالله تویجری است که شدیداً در کتاب خود به بزرگان دیوبندیه هم چون شیخ رشید احمد گنگوهی، شیخ امداد الله مکی و. .. اعتراض نموده و اعمال صوفیانه آنها را زیر سؤال برده است.

هم چنین نویسنده کتاب الدیوبندیه، تعریف ها و عقائدها از شیخ محمد زکریا کاندهلوی رهبر معنوی اهل حدیث هندوستان و شاگرد دیوبندیه، به عنوان کسی که روایات موضوعه و ضعیف را قبول دارد و در کتاب هایش اوهام و خرافات را نقل می کند، یاد می نماید. کتاب دیگری که تخصصاً در این موضوع نوشته شده و از نظر اطلاعات در این زمینه کتاب خوبی است، دعوه الامام محمد بن عبدالوهاب فی القاره الهندیه بین مؤیدیها و معاندیها نوشته ابوالمکرم بن عبدالجلیل سلفی است که در آن از شیخ محمد انور شاه کشمیری و شیخ حسین احمد مدنی به عنوان دو مدرس بزرگ دیوبندیه و مخالف سر سخت محمد بن عبدالوهاب یاد می نماید.

وقتی وهابیت نسبت به اهل حدیث فرق دیگر این گونه رفتار می کنند، مخالفت سرسختانه تری با بریلویه دارند و آنان را بخاطر قول به وحدت وجود، توجه به مرشد، افضلیت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به نحوی که تصرف در کَون دارد، اعتقاد به تصرف مرشد در کَون غوث بودن ائمه شیعه و عبدالقادر گیلانی و هم چنین به خاطر احترام به قبور وجایز دانستن زیارت قبور و نذر برای آنها، مشرک و بدعت گذار می دانند، که کتاب البریلویه، تاریخ و عقاید از احسان الهی ظهیر نشانه این مخالفت است.

می توان گفت که اگر چه وهابیت با هر دو فرقه دیوبندیه و بریلویه مخالف است، ولی مخالفتش با بریلویه به خاطر گرایش شدید آنها به تصوف است و آنان را مشرک می داند، در حالی که با دیوبندیه به خاطر تمایل به تصوف مخالف است، ولی آنان را مشرک نمی داند.

خاتمه

درپایان می توان این گونه نتیجه گرفت که دیوبندیه مکتبی است که از مکاتب دیگر هم چون اشعریه تأثیراتی پذیرفته و تحت تأثیر کلّی تصوف است، ولی رویکرد اصلی آن حنفی گری است. در قدما ی آنها گرایش به تصوف بیشتر بوده و گرایش امروزین آنها حدیث است؛ اگرچه هنوز می توان در بین آنها کسانی را که به تصوف تمایل بیشتری دارند یافت. هم چنین به خاطر اینکه از قدیم به وسیله انگلیسی ها به حرکت سید احمد بریلوی لقب وهابیت داده اند، در مورد ادامه دهندگان راه آنها ـ هم چون دیوبندیه ـ نیز لقب وهابیت داده اند در مورد ادامه دهندگان راه آنها ـ هم چون دیوبندیه ـ نیز لقب وهابیت به کار رفته است، اما آن وهابیت مطرح در کشور ما نیست، و دیوبندیه لفظ وهابیت را دقیقاً مثل ما بر پیروان محمد بن عبدالوهاب اطلاق می نمایند و رابطه آنها با وهابیت به خاطر گرایش دیوبندیه به تصوف و حنفی گری رابطه صدرصد حسنه نیست، ولی از آنجا که در سال های اخیر رویکرد حدیثی آنها بیشتر شده، به وهابیت نزدیک شده اند، ولی به نظر می رسد که به خاطر دو رویکرد اصحاب حدیثی و حنبلی وهابیت، و اصحاب رأیی و حنفی گری دیوبندیه هیچ گاه این دو گروه با هم متحد نشوند. البته رابطه دیوبندیه و تبلیغی جماعت با سپاه صحابه و مدرسه حقانی پاکستان، که از دل آن رهبران طالبان بیرون آمدند، خود احتیاج به تحقیق دیگر دارد که در حال حاضر در توان این نویسنده و در این مقاله نمی گنجد.

اما بریلویه فرقه ای صوفی از سلسله قادریه است که درگیر شدن بزرگان آنها با وهابیت و دیوبندیه باعث شده که طرف مقابل نیز به نقد آنها بپردازد. از نکات قابل ذکر اینکه هر دو فرقه نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) دیدگاه بسیار محترمانه ولی نسبت به شیعیان روش خصمانه ای دارند.

 

مهدی فرمانیان

پایگاه تخصصی نقد وهابیت