فتوای ابن تیمیه؛ در دار الاسلام و برداشت اشتباه تکفیریها

فتوای ابن تیمیه؛ در دار الاسلام و برداشت اشتباه تکفیریها

بسیاری از گروه های متعصب و فرقه گرا [برای تخریب و قتل] به فتوای ابن تیمیه درباره مردم ماردین تمسک کرده و سند تخریب اماکن و قتل انسانها به نام اسلام را همین فتوا دانسته اند.

بسیاری از گروه های متعصب و فرقه گرا [برای تخریب و قتل] به فتوای ابن تیمیه درباره مردم ماردین تمسک کرده و سند تخریب اماکن و قتل انسانها به نام اسلام را همین فتوا دانسته اند.

و اما حقیقت فتوای ابن تیمیه چیست؟  آیا فتوای ابن تیمه، عمل افراط گرایان را تایید می کند؟

 فتوای ماردین از ابن تیمیه رحمه الله شهرت یافت. ماردین منطقه ای در جنوب ترکیه است که ابن تیمیه در آن متولد شده است. بعد از حمله تاتار به این منطقه، ابن تیمه و خانواده اش از آن خارج شدند. و تاتار بر آن منطقه چیره گشتند. اهل ماردین مسلمان هستند اما تاتار  که از نظر ابن تیمه کافر هستند، بر این منطقه تسلط یافتند. ابن تیمه معاصر آنها بود و آنها را می­شناخت که بوسیله تعدی و دشمنی و تجاوز بر دیار مسلمانان چیره گشته و بزرگترین جنایات را مرتکب شدند.  

در آن دوران از ابن تیمیه سوالی پرسیده شد بر این مبنی که حال مردمان این منطقه چیست؟ آیا صحیح است که آنها را منافق نامید؟ و آیا هجرت بر آنها واجب است؟ و اگر مهاجرت نکردند آیا منطقه­ی آنها دار الاسلام است یا دار الحرب؟

 

 سوال از ابن تیمیه

آیا بلد ماردین دار الحرب  است یا خیر ؟ آیا بر مسلمانان مقیم آن، هجرت واجب است ؟ و اگر هجرت بر او واجب است اما هجرت نکرده و دشمنان اسلام را با جان و مالش یاری رساند آیا گناه کار است؟ و آیا جایز استاین افراد را منافق خواند و یا آنها را دشنام داد؟

 

 پاسخ ابن تیمه:

الحمد لله، جان و مال مسلمانان حرمت دارد. چه در ماردین ساکن باشند و چه غیر ماردین. و کمک به دشمنان اسلام چه در ماردین و چه غیر ماردین حرام است. کسی که در ماردین است اگر نمیتواند دینش را رعایت کند، بر او مهاجرت واجب است. اگر میتواند رعایت کند مهاجرت استحباب دارد. یاری کردن دشمن مسلمانان به جان و مال، حرام است و واجب است بر اینها که به هر طریق ممکن، امتناع کنند و خودشان را مخفی کنند یا نقشی بازی کنند تا یاری گر دشمن نشوند. و اگر هیچ راهی برای فرار از یاری رساندن به دشمنان اسلام ندارند، هجرت برای آنها واجب تعیینی میشود. اما  سب و دشنام به عموم آنها و متهم کردن آنها به نفاق جایز نیست، بلکه سب کردن و اتهام نفاق، به آن صفات برمی­گردد. که در قرآن و سنت آمده است و برخی از اهل ماردین و غیر ماردین به این صفات متصف می شوند. اما  اینکه ماردین دار الحرب  باشد یا خیر، از دو حالت خارج نیست. و اینطور نیست که چون سربازان آنها مسلمان هستند، دار اسلام باشد و یا به منزله دارالحربی باشد که اهل آن کافر هستند. بلکه قسم سومی است و باید با مسلمان آن مطابق آنچه استحقاق دارد معامله کرد. و با غیر مسلمان آن نیز به آنچه استحقاق دارد تعامل نمود.

"الفتاوى الكبرى" (3/ 533، ط. دار الكتب العلمية).

 

تندروها نتوانستند کلام ابن تیمیه را درک کنند

بعضی از افراد تند رو نتوانستند این فتوا را به خوبی درک کنند و به این فتوا تعلق خاطر پیدا کردند. و این تعلق خاطر بدون مراجعه به اهل علم صورت گرفت. اگر به علمای خاص علم فتوا مراجعه می کردند، معنی این فتوا و فضای بیان این فتوا را فهمیده و به اختلال فهم دچار نمی شدند. علت این اختلال فهم و یا کج فهمی، ندانستن چگونگی بررسی صحت متون و نصوص علمی و چگونگی فهم این نصوص است. این افراد تازه کار و کم سواد بدون تخصص، فتوا را به صورت تحریف شده اخذ کردند.

 

عبارت اصلی فتوای ابن تیمیه اینگونه است «و یعامل الخارج عن شریعه الاسلام» و با آنها معامله افراد غیر مسلمان میشود. حال آنکه آنچه این افراد افراطی به آن تمسک می کنند این عبارت است: «و یقاتل الخارج عن شریعه الاسلام ». با افراد خارج از دین اسلام قتال و جنگ می شود. معامله و جنگ، دو عبارت کاملا متفاوت است. و با این تحریف، کشتن و تجاوز  و ایجاد رعب و وحشت در میان مسلمانان و غیر مسلمانان را روا می دانند.

و قول صحیح همانی است که درباره عبارت ابن تیمه گفتیم . دلیل  ما مطالبی است که در ادامه می آید:

الف) در تنها نسخه خطی مکتبه ظاهریه، شماره 2757 موجود در کتابخانه اسد دمشق، فتوای ابن تیمه با عبارت «یعامل» آمده است.

ب) بر اساس آنچه شاگرد ابن تیمه، ابن مفلح در کتاب «آداب الشرعیه» نقل کرده است، عبارت «یعامل» صحیح است.  [آداب الشریعه ج1 / ص 190، چاپ عالم الكتب.]

ج) این فتوای ابن تیمیه در کتاب الدرر السنیه فی اجوبه النجدیه با عبارت «یعامل» آمده است.  [الدرر السنیه فی اجوبه النجدیه، ج 9/ ص 248 ، چاپ ششم]

د) شیخ رشید رضا در «مجله المنار» همین فتوا را با عبارت «یعامل» نقل کرده است. اما این تحریف اولین بار در صد سال پیش در زمان چاپ «الفتاوی» فرج  الله کردی در سال 1327ه اتفاق افتاد. به دنبال وی شیخ عبدالرحمن القاسم در کتاب «مجموع الفتاوی ج 28 / ص248 » این اشتباه را مرتکب شد. و در نهایت عبارت«یقاتل» به جای «یعامل» شهرت یافت و به ابن تیمیه نسبت داده شد. چرا که «مجموعه الفتاوی» کتاب مشهور و متداول بین طلاب علوم دینی است.  و شهرت و رواج این کتاب به شهرت و رواج این عبارت محرف انجامید.

عدم بررسی وثاقت و صحت متن فتوای ابن تیمه، موجب غلطی شد که به هدر رفتن خون مسلمان و غیر مسلمان انجامید و به اهداف دین مبین اسلام آسیب رساند و موجب تخریب چهره اسلام و مسلمانان شد. و مسلمانان را گرفتار افراط گرایی و خشونت کرد. [متاسفانه] درترجمه انگلیسی و فرانسه کتاب «مجموعه الفتاوی» نیز به همین متن تحریف شده اعتماد شده است.

قاعده رایج بین علما اینگونه بوده که خطا و اشتباه در تفسیر عبارات، قابل قبول تر از خطای در تصحیف و تحریف متنی است [چرا که اولین و کم ترین کار یک فقیه و عالم، بررسی صحت متن فتوا و حدیث است و نباید متن تحریف شده را مبنا قرار دهد] .کسی  که متن تحریف شده ابن تیمه را به کار برده است، دو خطا را مرتکب شده است.

تفسیر کلام ابن تیمه وقتی صحیح است که متن متنسب به او نیز صحیح باشد. آنها در اصل متن به اشتباه افتادند و در فهم و تفسیر همان کلام تحریف شده هم اشتباه کردند. چرا که میتوانستند آن کلام را با قبل و بعدش مقارنه و مقابله کنند و اگر چنین می کردند نیز به این اشتباه دچار نمی شدند.

عبارت صحیح فتوا این است. «و یعامل الخارج عن شریعه الاسلام بما یستحقه» (با غیر مسلمان معامله غیر مسلمان می شود آنگونه که لیاقت دارد) و «و یعامل المسلم فیها بما یستحقه» (و با مسلمان معامله مسلمان می شود بر اساس لیاقت و استحقاقش) اگر مراد ابن تیمه همان  «یقاتل الخارج» باشد که تکفیری ها برداشت کرده اند، نباید در پایان عبارت  «بما یستحقه» بیاید. چون بحث در کیفیت قتال و جنگ نیست بلکه بحث در اصل جنگ و مشروعیت آن است.  [لذا اگر پایان همین عبارت تحریف شده را با چشم باز و بدور از تعصب نگاه می کردند، بدون بررسی سند نیز می فهمیدند که عبارت  «یقاتل» صحیح نیست. ]


 

 

نقد استناد افراطیها به فتوای ابن تیمیه از جهت دیگر

بهره گرفتن جنگجویان از این فتوا و قرار دادن آن به عنوان دلیل رفتار خودشان دو ادعا را در پی دارد.

ادعای اول : هر مسلمانی میتواند با غیر مسلمانان اقامه جنگ و قتال داشته باشد. [که قطعا چنین سخنی باطل است]

ادعای دوم: اینکه عبارت «الخارج عن الشریعه» معنای گسترده ای پیدا می کند. به عبارت دیگر خارج از شریعت به این معنی میدان وسیعی است که از گناهان صغیره آغاز شده و تا بزرگترین گناهانی که به کفر می انجامد پایان می یابد و سرتاسر این میدان گسترده، میدان جنگ و دلیل حلال شمردن خون و مال مردم خواهد بود.

همانگونه که بیان شد تصحیح نص فتوای ابن تیمه، جلوی تمسک گروه های افراطی به این فتوا و در نتیجه قتل  و کشتار مردم را خواهد  گرفت. و دقت نظر و تفقه در [متن] فتوای ابن تیمیه نیز همین اثر مطلوب را خواهد داشت.

ابن تیمه در این فتوا بر مطالب ذیل، تاکید کرده است:

الف: جان و مال ساکنان منطقه ماردین احترام دارد. و ماندن آنها در منطقه تحت تسلط کفاری که بر آنها غلبه کرده اند، چیزی از حقوق آنها را از بین نمی برد. دشنام آنها و منافق خواندن آنها جایز نیست.

ب: اگر بتوانند بر دینشان باقی بمانند، مهاجرت از آن منطقه بر آنها واجب نیست.

ج: کمک کردن به کفار بر این ساکنان حرام است. حتی اگر مجبورشان کنند نیز جایز نیست کفار را همراهی کنند. و باید به هر روش ممکن از این همراهی سرباز زنند.

د: سرزمین آنها را نمی توان دار الاسلام نامید؛ چرا که حاکمان آن مسلمان نیستند. و همچنین نمیتوان دار الکفر خواند چرا که ساکنان آن مسلمان هستند. چنین منطقه ای که حاکم آن کافر و مردم آن مسلمان هستند. هم دارالاسلام است و هم دارالکفر. در اینجا با مسلمان، به آنچه استحقاق دارد معامله اسلام میشود و با کافر نیز آنگونه که استحقاق دارد، معامله غیر مسلمان میشود.

و لذا به دلیل باقی ماندن مسلمانان در منطقه تحت تسلط کفار، هرگز نمیتوان برای مباح دانستن جان و مال این افراد ،به فتوای ابن تیمه استدلال کرد.

ابن تیمه در این فتوا دیدگاه خالص اسلامی را ارائه کرده است. و آن احتیاط در خون و مال انسان است. و این فتوا بسیار دور از تکفیر است. چرا که گوینده لااله الا الله و محمدا رسول الله مسلمان است و خون و مالش محترم خواهد بود. و جز با یقین به کفر وی نمیتوان او را از اسلام خارج دانست.

به برخی از روایاتی که موید این مطلب است توجه فرمایید:

محمدبن اسماعیل بخاری در صحیح خود باب ﴿فإن تابوا وأقاموا الصلاة﴾ از پیامبر اکرم ص نقل می کند که میفرمایند: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ، وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلامِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللهِ». از جانب خداوند به من فرمان داده شد که با [کافر حربی] بجنگم تا اینکه شهادتین را بر زبان جاری کند، و نماز خوانده و زکات بدهد. هنگامی که چنین کردند، خون و مالشان محترم خواهد بود مگر بخاطر حقی که در اسلام آمده است [مانند قصاص ، دیه و ... ]

بخاری واقعه ای را از اسامه بن زید نقل می  کند که وی مردی را بعد از اینکه لا اله الله گفت به قتل رسانید. پیامبر اکرم به اسامه فرمودند: «يَا أُسَامَةُ، أَقَتَلْتَهُ بَعْدَمَا قَالَ: لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ؟! قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، إِنَّمَا كَانَ مُتَعَوِّذًا، قَالَ: أَقَتَلْتَهُ بَعْدَمَا قَالَ: لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ؟! قَالَ: فَمَا زَالَ يُكَرِّرُهَا عَلَيَّ، حَتَّى تَمَنَّيْتُ أَنِّي لَمْ أَكُنْ أَسْلَمْتُ قَبْلَ ذَلِكَ اليَوْمِ». ای اسامه آیا بعد از اینکه لا اله الله گفت او را کشتی؟! اسامه می گوید: ای رسول خدا این گفته او از روی ترس و برای در امان ماندن بود. دوباره پیامبر اکرم فرمودند: آیا بعد از اینکه لا اله الله گفت او را کشتی؟! و پیامبر اکرم ص این پرسش توبیخی را اینقدر تکرار کردند که آرزو کردم کاش آن روز مسلمان نبودم [و بعد از آن درگیری مسلمان می شدم]

صحیح البخاري (باب بعث النبي أسامةَ بن زيد رضي الله عنهما).

در حدیث دیگری در صحیح بخاری آمده است که : «يَخْرُجُ مِنَ النَّارِ مَنْ قَالَ: لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ» گوینده لا اله الا الله از آتش جهنم خارج است.

و مسلم در صحیحش از پیامبر ص نقل می کند: «مَنْ مَاتَ مِنْ أُمَّتِي لا يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ الجَنَّةَ»، قُلْتُ: وَإِنْ زَنَى وَإِنْ سَرَقَ؟ «قَالَ: وَإِنْ زَنَى وَإِنْ سَرَقَ». هر فردی از امت من در حالی از دنیا برود که ذره ای به خداوند شرک نداشته باشد، وارد بهشت خواهد شد. روای از پیامبر ص می پرسد: حتی اگر زنا کار و دزد باشد؟ پیامبر پاسخ می دهند: حتی اگر زانی  و دزد باشد.

صحیح مسلم (باب من مات لا يشرك بالله شيئًا دخل الجنة).

تمام مسلمانان بر این نظر اجماع دارند که گفتن شهادتین، گوینده را مسلمان می کند و جان ومالش برای وی محفوظ است. خروج از اسلام هنگامی رخ می دهد که آنچه از جانب خداوند آمده را انکار کند. چرا که با این انکار، شهادتین را انکار کرده است. و اما در حدیثی رسول گرامی اسلام ص تاثیر گناهان بر اسلام را اینگونه بیان فرموده اند: «ثَلَاثٌ مِنْ أَصْلِ الْإِيمَانِ: الْكَفُّ عَمَّنْ قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَلَا نُكَفِّرُهُ بِذَنْبٍ، وَلَا نُخْرِجُهُ مِنَ الْإِسْلَامِ بِعَمَلٍ». از ویژگیهای مومن این است که ار تعرض و حمله به گوینده لا اله الله خود داری کند. و ما هیچ گاه فردی را به خاطر گناهان وی تکفیر نمی کنیم. و به خاطر اعمال مردم، آنها را از اسلام خارج نمی دانیم.

 سنن أبی داود (باب الغزو مع أئمة الجور).

البته ما بر اهمیت عمل صالح و جایگاه آن بر کمال ایمان، تاکید داریم. و هیچ گناه صغیره یا کبیره را ناچیز نمی دانیم. اما بر آنچه علمای اسلام گفته اند تایید کرده و زبانمان را از تکفیر گوینده لا اله الا الله باز می داریم. برای ورود در اسلام، غیر شهادتین چیز دیگری لازم نیست. پیامبر اکرم ص نیز بر شهادتین، چیز دیگری اضافه نکردند. احمد حنبل در مسند احمد از پیامبر اکرم نقل میکند که می فرمودند: «قُولُوا: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ؛ تُفْلِحُوا». بگویید لا اله الا الله تا رستگار شوید.

 

مسلم بن حجاج نیشابوری در صحیح خود در "باب تحریم قتل الکفار بعد ان قال لا اله الا الله" از مقداد بن اسود، پرسش وی و پاسخ پیامبر ص را اینگونه نقل می کند:  «قلت يا رسول الله: أرأيت إن لقيت رجلًا من الكفار فقاتلني فضرب إحدى يدي بالسيف فقطعها، ثم لاذ مني بشجرة فقال: أسلمت لله، أفأقتله يا رسول الله بعد أن قالها؟ قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: لَا تَقْتُلْهُ، فقلت: يا رسول الله: إنه قد قطع يدي ثم قال ذلك بعد أن قطعها، أفأقتله؟ فقال: لَا تَقْتُلْهُ، فَإِنْ قَتَلْتَهُ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَتِكَ قَبْلَ أَنْ تَقْتُلَهُ، وَإِنَّكَ بِمَنْزِلَتِهِ قَبْلَ أَنْ يَقُولَ كَلِمَتَهُ». گفتم ای رسول خدا درباره این مساله که اگر با مردی از کفار درگیر شدم و او با شمشیر دست مرا قطع کرد و سپس به درختی پناه برده و اظهار اسلام کرد، چه دستوری میفرمایید؟ آیا میتوانم بعد از اینکه شهادتین را گفت، او را بکشم؟ فرمود : او را نکش. گفتم ای رسول اکرم او دست مرا قطع کرده و سپس اسلام آورده است. باز هم پیامبر فرمودند. او را نکش. و فرمود : اگر در این صورت او را بکشی او حکم اسلام تو را پیدا می کند و تو نیز حکم قبل از اسلام وی را خواهی یافت. به عبارت دیگر او مسلمان مرده و تو کافر می شوی. 

پیامبر ص فرمود: «مَنْ صَلَّى صَلاتَنَا وَاسْتَقْبَلَ قِبْلَتَنَا وَأَكَلَ ذَبِيحَتَنَا فَذَلِكَ المُسْلِمُ الَّذِي لَهُ ذِمَّةُ اللهِ وَذِمَّةُ رَسُولِهِ». هرکس نماز ما را بخواند و به سوی قبله­­ی ما رو کند و ذبیحه ی ما را بخورد، او مسلمان است و در پناه خدا و رسولش است.  

صحیح البخاري عن أنس بن مالك رضي الله عنه (باب استقبال القبلة).

حافظ ابن حجر عسقلانی در شرح این حدیث می گوید: از این حدیث چنین برداشت می شود که امور مردمان بر ظاهر حال آنها حمل می شود. هر کس در ظاهر شعائر دین را رعایت کند، احکام دین داران را پیدا می کند، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

 "فتح الباري" (1/ 497، ط. دار المعرفة).

بر اساس آنچه بیان شد، اصل در ثبوت اسلام برای انسان، فقط گفتن شهادتین، یا آنچه که قائم مقام شهادتین شود است. این حکم شرعی اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد. چه آن مکان، منطقه ماردین و یا غیر ماردین باشد. پس این حکم عمومیت دارد و استثناء فرد خاصی به دلیل معین، نمیتواند با عمومیت این احکام معارضه کند. برای مطالعه بیشتر در این مورد میتوانید به کتاب " مبدآن هدامان ص 24 " نوشته عبدالله کامل و "قضية تكفير المسلم ص 60" نوشته سالم البهنساوی مراجعه کنید.

خداوند متعال ما را از کافر خواندن کسی  که اظهار اسلام می کند برحذر داشته است. ﴿وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا﴾ [النساء: 94]. کسی  که اظهار اسلام می کند را کافر نخوانید. این همان کلامی است که علماء اسلام آن را بیان کرده اند.

علامه ابن همام حنفی میگوید: «ولا شك أنه يجب أن يحتاط في عدم تكفير المسلم حيث قالوا: إذا كان في المسألة وجوه كثيرة توجب التكفير ووجه واحد يمنعه على المفتي أن يميل إليه ويبني عليه». شکی نیست که در تکفیر مسلمان باید احتیاط کرد؛ چنانکه گفته اند: اگر فردی، دلایل متعدد بر کفر او شاهد باشد و فقط از یک جهت و دلیل اگر به او نگریسته شود او مسلمان است، باید او را مسلمان دانست.  

"فتح القدير" (5/ 315، ط. دار الفكر).

امام غزالی میگوید: «استباحة الدماء والأموال من المصلين إلى القبلة المصرحين بالتوحيد خطأ، والخطأ في ترك ألف كافر في الحياة أهون من الخطأ في سفك دم مسلم.» مباح دانستن جان و مال نمازگذارانی که به سمت قبله مسلمانان نماز میخوانند و گویندگان توحید خطا است. خطای رها کردن هزار کافر کمتر از خطای کشتن یک مسلمان است.

 "المنثور في القواعد" للزركشي (3/ 87، ط. وزارة الأوقاف الكويتية).

 

امام شوکانی می گوید: «اعلم أن الحكم على رجل مسلم بخروجه عن دين الإسلام ودخوله في دين الكفر لا ينبغي لمسلم يؤمن بالله واليوم الآخر أن يُقْدِمَ عليه إلا ببرهان أوضح من شمس النهار». بدان که برای کسی  که به خدا وقیامت ایمان دارد، تکفیر مسلمان جایز نیست. و این تکفیر فقط با دلایلی واضح تر از دیدن خورشید در روز روشن باید ثابت شود.

 "السيل الجرار" (4/ 578، ط. دار ابن حزم).

 

حتی ابن تیمیه ای که [گروه های افراطی] فتوای او را سند ریختن خونها و گرفتن اموال مردم دانستند، می گوید: «ولا يجوز تكفير المسلم بذنب فَعَلَهُ، ولا بخطأ أخطأ به، كالمسائل التي تتنازع فيها أهل القبلة؛ فإن الله تعالى قال: ﴿آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ﴾ [البقرة: 285]، وقد ثبت في الصحيح أن الله تعالى أجاب هذا الدعاء وغفر للمؤمنين خطأهم.» جایز نیست به خاطر  گناه و خطا، مسلمان را کافر دانست. و این خطا میتواند در مسائلی باشد که مسلمانان در آن اختلاف نظر  دارند. خداوند میفرماید: «پیامبر به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. و همه مومنان (نیز) به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده اند و [می گویند:] ما در میان هیچ یک از پیامبران فرق نمی گذاریم (وبه همه ایمان داریم) و [مومنان] گفتند: ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا ازتو [انتظار]آمرزش [داریم] وبازگشت به سوی توست». و تحقیقا در حدیث صحیح ثابت شده که خداوند متعال این دعا را اجابت کرده است و خطای مومنان را بخشیده است.  "مجموع الفتاوى" (3/ 282).

 

و جای تعجب بسیار است از کسانی که خون و مال و ناموس مسلمانان را با اندک شبهه ای حلال میشمارند و توجیهات اسلامی که بر روایت ذیل تمرکز دارند را نادیده می گیرند . در صحیح مسلم، باب تحریم ظلم المسلم از رسول اسلام نقل شده است: «كُل الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ؛ دَمُهُ، وَمَالُهُ، وَعِرْضُهُ».  و همچنین این روایت که بیهقی در سنن الکبری نقل می کند : «لَا يَحِلُّ لِامْرِئٍ مِنْ مَالِ أَخِيهِ إِلَّا مَا أَعْطَاهُ مِنْ طِيبِ نَفْسٍ»

پیامبر اکرم ص تشدید حرمت جان ومال غیر مسلمانی که با مسلمانان معاهده و پیمان دارد را بیان کرده و فرمودند: «أَلَا مَنْ ظَلَمَ مُعَاهَدًا وَانْتَقَصَهُ وَكَلَّفَهُ فَوْقَ طَاقَتِهِ أَوْ أَخَذَ مِنْهُ شَيْئًا بِغَيْرِ طِيبِ نَفْسٍ مِنْهُ فَأَنَا حَجِيجُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، أَلَا وَمَنْ قَتَلَ مُعَاهَدًا لَهُ ذِمَّةُ الله وَذِمَّةُ رَسُولِهِ حَرَّمَ اللهُ عَلَيْهِ رِيحَ الْجَنَّةِ، وَإِنَّ رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ سَبْعِينَ خَرِيفًا». هر کس به غیر مسلمان معاهد، ظلم کند یا نقصی به او وارد کند و یا او را به بیش از توانش تکلیف کند و یا بدون رضایت وی چیزی از او بستاند، بداند که من در قیامت در مقابل او خواهم بود و هرکس کافر ذمی را بکشد، خدا بوی بهشت را بر او حرام کرده است. حال آنکه بوی بهشت از هفتاد سال (که کنایه از مسافت بسیار دور است) استشمام می شود.

البيهقي في "السنن".

این حال کسی است که کافر ذمی را بکشد. پس در مورد کسی که لا اله الا الله میگوید و نماز میخواند و زکات می دهد چه می گویید. چگونه ممکن است که بدون هیچ دلیل شرعی، جان و مال او مورد تعرض قرار بگیرد. پیامبر در حدیث مورد اتفاقی میفرماید: «لَا يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنِّي رَسُولُ اللهِ، إِلَّا بِإِحْدَى ثَلَاثٍ: الثَّيِّبُ الزَّانِي، وَالنَّفْسُ بِالنَّفْسِ، وَالتَّارِكُ لِدِينِهِ الْمُفَارِقُ لِلْجَمَاعَةِ». خون مسلمانی که شهادتین را می گوید محترم است. مگر سه نفر، زانی به زنای محصنه، قاتل و کسی که دینش را ترک کرده و از جماعت مسلمانان جدا شده است.

سزاوار است که در تکفیر احتیاط شود چرا که این امر به افراد خاصی از علماء و کسی که جایگاه و لیاقت فتوا دارد اختصاص دارد. و باید قاضی مورد اطمینان، حکم صادر کند. امام ابن حجر هیتمی می گوید: «ينبغي للمفتي أن يحتاط في التكفير ما أمكنه لعظيم خطره، وغلبة عدم قصده سيما من العوام». سزاوار است که مفتی تا میتواند، در صدور حکم تکفیر احتیاط کند. و این احتیاط به خاطر جایگاه خطیر تکفیر است. و عموما عوام مردم (اگر چه کار خلاف انجام می دهند اما) قصد خروج از دین را ندارند.

 "تحفة المحتاج" (9/ 88، ط. دار الفكر).

بنابر این، فتوای ابن تیمیه درباره ماردین نمیتواند سند و دلیل مباح دانستن جان و مال مردم باشد. مباح دانستن جان و مال فرد معین وظیفه مفتی و قاضی است. و اعتبار حکم تکفیر نیاز به اختیارات خاص دارد. و این کار به عموم مردم یا گروهی از افراد واگذار نشده است [که هر کدام از این افراد یا جماعات بتوانند فتوای کشتن دیگران را صادر کنند] اگر چنین باشد اجرای دین و عدالت، مختل می شود.

والله سبحانه وتعالى أعلم.