چرا فکر می‌کنیم وهابیت دویست و پنجاه سال متوقف شده اند و هیچ حرف جدیدی نزده اند؟!

چرا فکر می‌کنیم وهابیت دویست و پنجاه سال متوقف شده اند و هیچ حرف جدیدی نزده اند؟!

این فقط در اسلام نیست. در مسیحیت هم وقتی می‌گویید قرآن درباره‌ی شما چنین می‌گوید می‌گویند این‌ها را ما نمی‌گوییم. واقعا الان این‌ها نمی‌گویند. قرآن از نصاری و مسیحی‌های آن زمان صحبت می‌کند. این حرف‌هایی که مسیحی‌های جدید می‌زنند اصلاً ربطی به این حرف‌هایی که در قرآن آمده ندارد. لذا می‌گویند این‌ها را چرا به […]

آیا مبانی‌ مرحوم امام به نوعی تجدید در مبانی فقه بوده یا نبوده است؟ در مسأله‌ی زمان و مکان، در مسأله‌ی ولایت فقیه، در مسأله‌ی اقامه‌ی حکومت در زمان غیبت، این‌ها را علمای سابق به این شکل و با این وسعت و با این مبانی مطرح کردند؟ خیر. حالا امکان دارد شما بگویید فقط ما نگفتیم و یک حرف از «نراقی» و یک حرف از علمای دیگر بیاورید. اما چه کسی تئوری را مطرح کرده است؟ البته همه در چارچوب مبانی کلامی اهل بیت هستند. همین اتفاق در وهابیت هم افتاده است.

این فقط در اسلام نیست. در مسیحیت هم وقتی می‌گویید قرآن درباره‌ی شما چنین می‌گوید می‌گویند این‌ها را ما نمی‌گوییم. واقعا الان این‌ها نمی‌گویند. قرآن از نصاری و مسیحی‌های آن زمان صحبت می‌کند. این حرف‌هایی که مسیحی‌های جدید می‌زنند اصلاً ربطی به این حرف‌هایی که در قرآن آمده ندارد. لذا می‌گویند این‌ها را چرا به ما نسبت می دهید؟

شما با اباضی‌های عمان بنشینید و بگویید شما خوارج هستید و دشمن اهل بیت. می‌گوید ابداً. ما دشمن علی و اهل بیت نیستیم. یک ماه قبل، یکی از علمای اباضیه‌ی عمان آمده بود پیش من گفت آقا والله ما اباضیه‌ای هستیم در عمان. اما واقعاً هیچ دشمنی‌ای با اهل بیت نداریم. با اینکه آن‌هایی که در زمان اهل بیت بودند در زمان امیرالمومنین دشمن امیرالمومنین بودند. این مبانی مرتب در حال تغییر است.

لذا متأسفانه یکی از اشکالات مؤسسات رد وهابیت که الان در حوزه‌ی قم، نجف و جاهای دیگر فعالیت می‌کنند این است که سخنان عالمی از علمای شیعه را نقل می‌کنند که حرف‌های پنجاه سال، هفتاد سال یا صد سال پیش وهابیت را نقد کرده است. اما علمای جدیدشان الان دارند چه می‌گویند؟ اگر برنامه‌ی بنده آن اثر را توانست بکند بدین‌خاطر بود که من روزانه، نه فقط ماهانه، کتاب‌هایی که از آنجا صادر می‌شد و هنوز در چاپخانه‌شان بود را از طریق رفقایی که در آن‌جا داشتم و بقیه نمی‌دانستند شیعه هستند دریافت می‌کردم. چون بعضی از کتاب‌فروشی‌ها کتاب‌هایشان را به شیعه نمی‌فروختند. خودشان به من زنگ می‌زدند و می‌گفتند آقا این کتاب هنوز در بازار ما نیامده شما این‌ها را از کجا آوردید؟

بنابراین اگر مؤسسات می‌خواهند توان علمی قوی برای رد داشته باشند باید همان‌طوری که اگر کسی می‌خواهد ما را رد کند حق ندارد برود فقط کتب شیخ مفید را ببیند و ما را رد کند، آثار جدید وهابیت را ببینند. شما در جواب کسانی که برای رد شما شیخ مفید را رد می‌کنند می‌گویید هزار سال علمای کلام مکتب اهل بیت کار کردند و این اشکالات را جواب دادند. پس چرا در برابر وهابیت فرض می‌کنید آن‌ها دویست و پنجاه سال ایستاده بوده اند و هیچ چیز دیگری نگفتند؟ پس این نکته خیلی مهم است که مبانی وهابیت جدید را اولاً کتابخانه‌های جدید باید داشته باشند؛ آن هم با چاپ‌های جدیدش، نه چاپ‌های سی سال پیش.

ما الان عموماً اشکالاتی که روی کانال‌ها و پایگاه‌های اینترنتی و در مؤسسات علمی‌مان جواب می‌دهیم اشکالاتی است که قبل از دویست سال، سیصد سال، پانصد سال کرده اند. ما همان اشکالات را داریم جواب می‌دهیم. اما الان صدها اشکال جدید تولید شده است. چون ما مطلع نیستیم این‌ها چه‌کار می‌کنند. اشکالات‌شان جواب داده می‌شود یا نه؟ جوان‌هایمان، روحانیت مان، حوزه‌های علمیه‌مان می بیند این اشکالاتی که می‌گویند در کتاب‌ها جوابش نیست. شما هم جواب نمی‌دهید. او هم می‌ترسد که بیاید به شما بگوید که بعد از سؤال متهم شود به این که شما متأثر شده ای از وهابیت؟ چقدر گرفتی از شان؟! می‌ترسد بیایید چیزی بگوید. ولی آن اثر روانی اش را دارد می‌گذارد.

من وقتی آیه‌ی تطهیر را بحث کردم اشکالات زیادی مطرح کردند که وقتی خودم کتابی در آیه‌ی تطهیر نوشتم این به اشکالات متوجه نبودم. این یکی از نقاط ضعف منظومه‌ی کلامی شیعی معاصر ماست که آن‌ها رفتند کتاب «عبقات» را خوب مطالعه کرده اند، کتاب «غدیر» را مطالعه کردند، کتاب «المراجعات» را مطالعه کردند. چیز دیگری داریم؟ یعنی چارچوب‌های کلی از همین سه کتاب است. کاملاً روی این سه کتاب کار کردند.

به شما فقط یک نمونه نشان بدهم. «البانی» علیه «مراجعات» یک کتاب هشتصد صفحه‌ای نوشته است. چه کسی از آقایان این کتاب را دیده است؟ واقعا آن‌جا نه فقط ثابت کرده که ایشان مبانی اهل تسنن را نمی‌داند. می‌گوید ایشان مبانی اهل تشیع را هم نمی‌داند. به روایاتی استدلال کرده که خود علماشان می گویند ضعیف است. کتاب را بنده دارم. بروید ببینید در کتابخانه‌ها هست؟ حالا شما وقتی بخواهید کتابی معرفی کنید چه کتابی به او هدیه می‌دهید؟ «مراجعات» را به او می‌دهید. کتاب «مراجعات» هم خیلی کتاب خوبی بوده ولی کتاب خوبی بوده در چه زمانی؟ متعلق به پنجاه سال قبل بوده است. «غدیر» هم خیلی خوب بوده اما نه برای الان.

مثالی دیگر. شما الان نگاه کنید به «الغدیر» و «المراجعات». پیوسته روایت از کتاب‌های آن‌ها نقل می‌کنند. وهابیت دیدند بهترین راه روش سندی روایات است؛ یعنی همان روش آقای خویی که شما می‌بینید اگر آن روش ثابت شود هشتاد درصد  روایات ما نامعتبر است. وهابیت بر اساس همان روش کل کتاب‌های اساسی را از نظر سند آنالیزه کردند. یعنی گفتند شما استدلال می‌کنید به «سنن ترمذی»، «سنن نسائی» یا «مسند احمد». البانی کتابی نوشت با عنوان «صحیح سنن النسائی» و «ضعیف سنن النسائی». خوب خیلی از آن‌هایی که به آن استدلال کردید کجا رفته؟ در ضعیف‌ها. حالا می‌توان به آن استدلال کرد؟ خیر. اگر قرار است ما روایت ضعیف آن‌ها را برداریم و علیه‌شان احتجاج کنیم پس اجازه دهیم آن‌ها هم بروند در «بحار الانوار» به روایات ضعیف ما استناد کنند. قبول دارید یا قبول ندارید؟ می‌گویید ابداً. ما این‌ها را قبول نداریم. می گوید خیلی خوب، پس شما حق ندارید بروید به روایات ضعیف ما استدلال کنید.

ما چقدر به تفسیر ابن کثیر استدلال می‌کنیم؟ آن‌ها آمدند نوشتند «صحیح ابن کثیر». روایات صحیح و معتبر در تفسیر «ابن کثیر» را جمع کردند. در تاریخ شما الان هشتاد یا نود درصد استدلال‌ها از کتب اهل تسنن مانند «مسعودی» و «مروج الذهب» است. وهابیت این‌ها را قبول ندارند. چرا؟ چون می‌گویند این‌ها شیعه بودند یا زیدی بودند یا … . اما شما اگر می‌توانید از «تاریخ طبری» بیاورید. چون «طبری» را قبول دارند. «ابن تیمیه» خیلی اعتبار قائل است برای «طبری».

الان تاریخ نوشته شده اند «صحیح تاریخ الطبری و ضعیف تاریخ الطبری» چهار جلدش صحیح است و هفت جلدش یا نه جلدش ضعیف است. شما هم مرتب می روید روی منبر می‌گویید «طبری» گفته است. آن وقت او هم استدلال می‌کند برای شما می‌گوید «طبری» اگر در مقدمه‌ی کتابش نوشته بود که هرچه من در این کتاب آوردم به آن اعتقاد دارم و قبول دارم، شما حق دارید بگویید «طبری» این را گفته است. ولی در مقدمه نوشته من این‌ها را تصحیح نمی‌کنم. من این را نقل می‌کنم «و علی عهده محقق أن یأتی بعدی» ببیند کدام درست است و کدام درست نیست. من وظیفه‌ام این است که این‌ها را جمع کنم. مثل همان حرفی که «شیخ صدوق» در مقدمه «من لا یحضر» نوشته است که این «افتی به ما بینی و بین الله». حالا حتی اگر شما بگویید ضعیف است می‌گوید پس یکی از بزرگان علمای شما قایل به این بوده است. چون می‌گوید فتوای من و اعتقاد من است.

این را بگویم داخل پرانتز که «شیخ مجلسی» که به او نسبت می‌دهند مجلسی هم فقط روایات را جمع کرده است این‌طور نیست. در مقدمه‌اش تصریح می‌کند که من هرچه این‌جاآوردم صحیح است. لذا آن‌ها به بحار الانوار استدلال می‌کنند. چون خودش آنجا بیان کرده است که من هرچه آوردم صحیح است الا آن‌جایی که بگویم ضعیف است. آن‌جایی که بگویم سندش مجهول است. پس اگر نگفته می‌شود به آن استناد کرد. آن وقت ببینید چه واویلایی می‌شود که اگر قرار باشد نود و پنج درصد یا نود و هشت درصد حرف‌های مجلسی صحیح باشد.

 برگرفته از مصاحبه با آیت الله سید کمال حیدری